[ تفسير آيهء 127 ]
وَإِذْ يَرْفَعُ إِبْرَاهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَإِسْمَاعِيلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ . [ 127 ]
وبه خاطر آوريد زماني را كه إبراهيم ، همراه فرزندش إسماعيل ، بنيان وپايهها را از خانهء كعبه ، بر أساس شالودهء اصلى آن - كه به دست فرشتگان الهى ، پيش از خلقت بشر ، براي عبادت آدم وفرزندانش ، پىريزى شده بود - برمىافراشتند . وآنان مكانت ومنزلت اين خانه را با اجراى مناسك آن ، در ميان عالميان ، بالا مىبردند ، در حالي كه زبان حالشان در انجام عمل ، اين بود ؛ وبه زبانِ دعا با خداى خود مىگفتند :
پروردگارا ! اين عمل عبادي سياسي ، ديني ودنيوي ، فردى واجتماعي ودايمى وابدى را از ما بپذير ؛ چه آن كه تو شنواى همهء أصوات وداناى همهء علومى .
بحث حديثي - تاريخي
امام صادق عليه السلام فرمود : « خداوند ، به إبراهيم دستور داد كه به حج برود وإسماعيل را نيز ببرد وأو را در حرم سكونت دهد . هر دو بر شترِ سرخ مويى سوار شده ، به حج رفتند ؛ وجز جبرئيل ، كسى با آنها نبود . در سال بعدى نيز دستور رسيد به حج برود وكعبه را بنا نمايد . إبراهيم به حج رفت وبه إسماعيل گفت : خداوند دستور داده كعبه را بنا كنيم .
در آن ايّام ، خانهء كعبه ، جز خرابهاى با ديوارهاى ريخته نبود ؛ ومردم به همان حال ، زيارة مىكردند ؛ پس چون زمان حج گذشت ومردم محل را خالى كردند ، إسماعيل سنگهايى براي بنا در داخل خانه ريخت ؛ وچون ديوارهاى كهنه را خراب كردند ، زير بناى كعبه را تخته سنگى سرخفامِ يكپارچه يافتند ؛ وخدا دستور داد كعبه را روى آن سنگ بنا نهند . فرشتهها به كمك آمدند ؛ آنها سنگ مىآوردند وپدر وفرزند ، بنا را بالا مىبردند ، تا ديوارها به حدود شش متر رسيد . ودو تا در از دو طرف ، بر آن قرار دادند ، كه مردم از يكى وارد واز ديگرى خارج روند » .
والبتّه از روايات استفاده مىشود كه : إبراهيم ، نخستين باني كعبه ونخستين زائر آن نيز نبوده ؛ بلكه خداوند در زمان آدم ، ابرى به مقدار مساحت خانهء كعبه نازل نمود