علماى سنّت مىگويند : اگر رهبر وامام ، در حال امامت ، ظالم نباشد ، كافى است ؛ پس خلفاى سهگانه پس از پيامبر اسلام ، گرچه مدّتى مشرك وبتپرست بودند - ولابد در ضمن آن ، گناهان كبيرهء فراوانى نيز از آنها سرزده - لكن پس از اسلام توبه كردند ؛ وهمين كافى است .
وعلماى تشيّع مىگويند : كسى كه در عمرش ، ولو يك بار از أو ظلم صادر شد - شرك ، يا كفر ، يا گناه كبيره - صلاحيّت امامت جامعه را ندارد ؛ زيرا مقام نبوّت وامامت ، والاترين منصب الهى است ؛ وادلّهء قطعيّه ، قائم است كه : به أو نمىرسد .
[ تفسير آيهء 125 ]
وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثَابَةً لِلنَّاسِ وَأَمْناً وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ أَن طَهِّرَا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْعَاكِفِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ . [ 125 ]
« مثابه » : مرجع ومحلّ اجتماع وجايگاه ثواب وپاداش : و « رُكَّع » مبالغهء راكع ؛ و « سجود » مصدر وجمع ساجد ؛ و « عكوف » : ملازمت ومواظبت بر شئ وچرخيدن دور آن ؛ و « بيت » : خانهء كعبه ومراد .
معناى آية : [ به ] وخاطر آوريد زماني را كه ما خانهء كعبه را مرجع ومحلّ بازگشت دايمى وجايگاه امن مردم قرار داديم .
حكم مرجعيّت تشريعي ، يعنى وجوب رجوع مردم به آن جا در هر سال براي حجّ وعمره واستحباب شرعي در همه وقت براي عبادت ؛ ونيز امنيّت تشريعي آن ، به طورى كه همهء انسانها ، وحشها ، پرندگان وحتّى گياهان وقاتلِ محكوم به قصاصى كه بدان جا پناهنده شود ، در أمان باشند ، از زمان إبراهيم پيامبر ، فعليّت يافته ومورد اجرا قرار گرفته ، هر چند برخى از احكام آن ، از زمان آدم ، أنشأ شده بود .
وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى : وشما اى مكلّفان به دين اسلام تا انتهاى بقاى نسل بشر ! از مقام إبراهيم - سنگ خاصّى كه در زمان بالا بردن بناى كعبه بر روى آن مىايستاد ، خواه نزديك ديوار كعبه قرار گيرد ، يا دور از آن - براي خود ، نمازگاه بگيريد ؛ يعنى در پشت سر ، يا در طرف راست يا چپ ، آن نماز طواف را انجام دهيد .