ظاهر اين كلام ، اين است كه : خدا وعدهء امامت را داده وممكن است . يا همين جمله براي أو انشاى منصب امامت نموده ؛ [ يعنى ] : إِنِّي جَعَلْتُك إِمَاماً .
قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ ؛ إبراهيم گفت : از أولاد ودودمان من چه طور ؟ يعنى از آنها نيز قرار ده !
خدا فرمود : امامت امّت - كه پيمانى است ميان من وامام - به ظالمان وكساني كه شرك وكفر وفسق ، از آنها سرزده ، نمىرسد .
بحث حديثي
در برخى از روايات است : كلماتي كه در آيهء شريفه ذكر شده ، اشاره به سى خصلت از احكام شريعت أو است ، كه ده تا در سورهء توبه آيهء 112 ، وده تا در سورهء احزاب آيهء 35 ، وده تا در سورهء مؤمنون آيهء 1 تا 10 ذكر شده ؛ لكن آنچه در آياتِ مزبور است ، متداخل است ؛ وآنچه متداخل نبود ، در تفسير آية ذكر كرديم .
وامام صادق عليه السلام فرمود : « خداوند » إبراهيم عليه السلام را ابتدأ به بندگى خود برگزيد وسپس به نبوّت انتخاب نمود ، پس از آن به رسالت انتخاب كرد ، سپس به خلّت ودوستى برگزيد ، وآنگاه أو را به امامت ، انتخاب نمود . وچون امامت در نظر أو بزرگ نمود ، گفت : از ذرّيّهء من نيز امام قرار ده ! خدا فرمود : عهد من به ستمكاران نمىرسد » . « 1 » ونيز در روايات است : « كسى كه بت پرستيده ، هرگز نمىتواند پيشواى مردم شود » . « 2 » وامام رضا عليه السلام فرمود : « آيهء لَايَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ امامت وپيشوايى هر ستمگر را تا روز قيامت ، قلم بطلان كشيد » . « 3 » تذكّر
هامش
( 1 ) . الكافي ، ج 1 ، ص 199 ، ح 1 ؛ تحف العقول ، ص 437 ؛ الغيبة نعمانى ، ص 217 ، ح 6 ؛ بحار الأنوار ، ج 25 ، ص 121 ، ح 4 .
( 2 ) . الكافي ، ج 1 ، ص 175 ، ح 1 ؛ بصائر الدرجات ، ج 1 ، ص 374 ، ح 20 ؛ بحار الأنوار ، ج 25 ، ص 206 ، ح 18 .
( 3 ) . الكافي ، ج 1 ، ص 199 ، ح 1 ؛ تحف العقول ، ص 437 ؛ عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ج 1 ، ص 217 ، ح 1 ؛ بحار الأنوار ، ج 25 ، ص 122 ، ح 4 .