خداوند واجب الوجودي ، به عنوان پديد آورده واز أو واجب الوجودِ ديگرى به عنوان فرزند ، تحقّق يافته ؟
وبه هر حال ، ادّعايى است كه تصوّرش در نزد عقل ، قابل تعقّل نيست ؛ چه رسد به تحقّق خارجي آن .
سُبْحَانَهُ : أو را از همهء عيب ونقص ، به نحو اتَمّ وأكمل ، منزّه دانيد وتسبيح گوييد ؛ واز تجسّم وآفريدن شبيه ونظير - منفرد يا متعدّد - ونياز به عمل جنسي واحتياج به همسر وفرزند وياور در زندگى ووارث پس از مرگ ، منزّه دانيد .
بَلْ لَهُ مَا فِي السَّمَاواتِ ؛ آن نسبتها باطل است ؛ بلكه آنچه در آسمانها وزمين است ، همراه خود آسمانها وزمين ، ملك حقيقي ودر تحت حكومت تكويني أو است ؛ [ و ] همهء ذرّات جهان ، در برابر أو خاضع ومُنقاد وفرمانپذيرند .
[ تفسير آيهء 117 - 118 ]
بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَاالأْرْضِ وَإِذَا قَضَى أَمْراً فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ . [ 117 ]
« بدع » به فتح ، نوآورى وايجاد ابتكارى ؛ وبه كسر صفت مشبّهه ، [ به ] معناى آنچه به نحو ابتدأ وابتكار حادث شده ؛ و « بديع » و « مُبدع » : مبتكر وآفريننده به نحو بىسابقه وقضاى اتمامِ شئ وبه معناى اراده است .
معناى آية : پديدآورندهء آسمانها واين زمين است به ابتكار وبدون سابقهء مِثل از احدى . وچون وجود چيزى را اراده [ كند ] ، پس جز اين نيست كه به أو مىگويد :
باش ، پس أو بلافاصله مىباشد .
به مجرّد اراده ، مراد ، موجود مىشود . وگفتنِ كلمهء « كُن » براي بيان عظمت مقام ونفوذ فرمان وسهولتِ كار به دست أو است .
وَقَالَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ لَوْلَا يُكَلِّمُنَا اللّهُ أَوْ تَأْتِينَا آيَةٌ كَذلِكَ قَالَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِثْلَ قَوْلِهِمْ تَشَابَهَتْ قُلُوبُهُمْ قَدْ بَيَّنَّا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ . [ 118 ]
وكساني كه حقايق دين را نمىدانند - از مشركان وأهل كتاب - گفتند : چرا خداوند ، دربارهء نبوّت تو ، خود با ما سخن نمىگويد ؟ يا نشانهاى يقينآور براي ما نمىآيد ؟