تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
و به پيامبر اسلام كه گواه و شاهد بر پيامبران گذشته است در آخرت و آنان كه مورد گواهى اويند . و به هر فرشتهء گواه و شاهد بر اعمال مردم در آخرت ، و مردم نيكوكار مورد گواهى آنان . و به حجر الاسود شاهد زائران خانهء خدا و مشهودان او .

[ داستان اصحاب اخدود ]

( آيهء 4 - 9 ) ( قُتِلَ أَصْحبُ الْأُخْدُودِ * النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ * إِذْ هُمْ عَلَيْهَا قُعُودٌ * وَ هُمْ عَلَى مَا يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ * وَ مَا نَقَمُواْ مِنْهُمْ إِلَّآ أَن يُؤْمِنُواْ بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ * الَّذِى لَه‌ُو مُلْكُ السَّموَ تِ وَ الْأَرْضِ وَاللَّهُ عَلَى كُلّ شَىْءٍ شَهِيدٌ ) أصحاب الاخدود يعنى « صاحبان گودال » اجمال داستان آنها به قولى به اين شرح است : پيامبرى مبعوث شد ، گروهى به او ايمان آوردند ، و شاه و يارانش او را تكذيب كردند ، كار آنها به جنگ كشيد و بالاخره آن پيامبر و مؤمنان دستگير و اسير شدند و شاه مذكور دستور داد گودالى پر از آتش آماده ساختند و اعلام كردند هر كس از ايمان به اين پيامبر دست برندارد بايد در اين آتش بسوزد ! و كسانى كه به ايمان خود ثابت ماندنددر آن آتش سوزانده شدند . اعراب : « النار » بدل از « الاخدود » است . تفسير : كشته باد صاحبان آن خندق يعنى شاهِ كافر و ستمگر و يارانش كه مؤمنان مخالف خود را در آن خندق آتش افكندند . آن آتش پرهيمه و شعله‌ور .