تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
آنچه حكم كنيد از بهشت و نعمت‌هاى آخرت براى شما خواهد بود ؟ ! يعنى آيا براى شما سوگند خورده‌ايم سوگندهاى مؤكد كه شما را روز قيامت در مساوى دانستن مسلم و كافرِ مذكور حاكم سازيم ؟ ! سَلْهُمْ أَيُّهُم بِذَ لِكَ زَعِيمٌ : از آنها ( كفّار ) بپرس كه كدام يك از آنها ضامن اين ادّعاى مساوى بودن كافر و مسلم در آخرت است كه در آخرت از عهده آن بيرون آيد . أَمْ لَهُمْ شُرَكَآءُ فَلْيَأْتُواْ بِشُرَكَآئِهِمْ إِن كَانُواْ صدِقِينَ : يا آنها را شريكانى است در صحّت اين ادّعا ، يا معبودهايى است شريك خدا كه فرداى قيامت آنها را نجات دهند ؟ ! اگر اين طور است پس شريكانشان را بياورند اگر راستگويند .

[ ذلّت و ناتوانى كافران در قيامت ]

( آيهء 42 و 43 ) ( يَوْمَ يُكْشَفُ عَن سَاقٍ وَ يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ * خشِعَةً أَبْصرُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ وَ قَدْ كَانُواْ يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَ هُمْ سلِمُونَ ) تفسير : به ياد آر روزى را كه كار بر آنها سخت شود . و به عنوان توبيخ ، به سجده كردن دعوت شوند ؛ ولى نتوانند كه انجام دهند ؛ زيرا همان صفت تكبر كه در دنيا مانع ايمان و سجده كردن آنها شد در قامتشان تجسم يافته و در باطن و سريرهء آنها وجود دارد . برخى گفته‌اند : يُكْشَفُ عَن سَاقٍ كنايه است از كشف حقايق امور ، يعنى روزى كه كشف شود اصل همهء كارها و حقيقت آنها نمايان گردد و همه ، احوال يكديگر را بدانند . خشِعَةً أَبْصرُهُمْ . . . : در حالى كه چشمانشان فرو افتاده - يعنى از ترس و هول نتوانند چشم بگشايند و سر بلند كنند - ذلّت و خوارى وجودشان را فرا گيرد و همانا در دنيا به سجده در برابر خدا دعوت مىشدند در حالى كه سالم بودند و قدرت بر آن داشتند ! يعنى با وجود صحّت بدن از سجده كردن امتناع مىنمودند ، از اين رو در اين روز جز حسرت و ندامت بهره‌اى ندارند .