[ كم صبرى حضرت يونس ( ع ) ]
تفسير :
و چون هيچ كدام از اينها نيست ، و اطاعت نكردن آنها محض عناد و لجاج است ، پس بر فرمان پروردگارت صبر كن و در هلاك ايشان مشتاب و همانند يونس صاحب ماهى مباش ( كه براى امّتش عذاب خواست ) آن گاه كه خدا را در حالى كه دلى پراندوه داشت ، در شكم ماهى ندا كرد و گفت : لَّآ إِلهَ إِلَّآ أَنتَ سُبْحنَكَ إِنّى كُنتُ مِنَ الظلِمِينَ .
اگر نه اين بود كه ( به خاطر توبه و اعترافش به اشتباه ) نعمتى از جانب پروردگارش او را دريافت - يعنى توفيق و قبول توبه و ولايت معنوى الهى شامل حال او شد - همانا از شكم ماهى ملامت شده و طرد شده به صحرايى بىگياه افكنده مىشد ؛ ولى مشمول رحمت الهى گشت و با كمال سلامت و كرامت به ساحل افكنده شد .
پس پروردگارش او را به تجديد وحى و الطاف خاصّه خود برگزيد و از شايستگان قرار داد .
[ آيهء چشم زخم ]
( آيهء 51 ) ( وَ إِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصرِهِمْ لَمَّا سَمِعُواْ الذّكْرَ وَ يَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ )
تفسير :
و حقيقت اين است كه كسانى كه كفر ورزيدهاند ، هنگامى كه اين ذكر - يعنى قرآن - را شنيدند نزديك بود به نحوست چشمشان موجب هلاكت تو شوند .
و به خاطر عجز از درك قرآن در بارهء آورندهء آن مىگويند : او ديوانه است يا جن او را ياد داده است !
شأن نزول : جمعى از قبيلهء قريش ، در چشم بد ، شهرتى داشتند ، به حيثيتى كه هر جا شتر يا گاو يا گوسفند فربهى مىديدند و مىگفتند : ما أحسنها و ما رأيت مثلها ! فوراً مىافتاد ، و در ميان ايشان كسى بود كه به هر كه نظر مىنمود از پا مىافتاد . اين گونه اشخاص ، مقابل حضرت ايستادند ، به تلاوت قرآن نظاره مىكردند و مىگفتند : ما أفصحه و