تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
لغت : يصرمنّ فعل مضارع يعنى مىچينند . صريم زمين سياه كه روييدنى در آن نيست . تنادوا يعنى يكديگر را ندا و صدا كردند . حرد اراده و تصميم يا قصد .

[ داستان ناسپاسى باغداران ]

تفسير : ما اهل مكّه را با بلايى كه بر آنها وارد شد آزموديم همان گونه كه صاحبان آن باغ را كه در يمن در نزديكى صنعا بود با بلايى آزموديم . إِذْ أَقْسَمُواْ . . . : آن گاه كه قسم خوردند كه بامدادان ( پيش از آن كه مستمندان براى درخواست كمك بيايند و انتظار داشته باشند كه مقدارى از ميوه‌هاى آن باغ را به آنها بدهيم ) ميوه‌هاى باغ را خواهند چيد . در حالى كه پيش خود هم ( در ذهن خود هم ) چيزى از ميوه‌ها براى فقرا استثنا نمىكردند و يا ان شاء اللَّه نمىگفتند . فَطَافَ عَلَيْهَا : پس شبانه بلايى فراگير از جانب پروردگارت بر آن باغ احاطه كرد در حالى كه آنها خواب بودند . آتشى از آسمان فرو آمده و در آن باغ پيچيد و ميوه‌ها را بسوزانيد . صريم در لغت به معنى زمين يا خاكستر سياه است ، يعنى مانند خاكستر سياه شد . در روايت است كه آتش ، درختان را از بيخ بركند و همه را تودهء خاكستر ساخت . « 1 » فَأَصْبَحَتْ . . . : پس آن جا به صورت باغى كه ميوه هايش چيده شده و درختانش سياه و سوخته شد درآمد . پس هنگام صبح يكديگر را صدا كردند و گفتند : اگر قصد چيدن ميوه‌ها را داريد بامدادن ( يعنى هر چه زودتر ) به سوى باغ و زراعت خود بيرون آييد . پس داس‌ها را برداشته از خانه‌ها بيرون آمده ، متوجه باغ شدند . فَانطَلَقُواْ . . . : پس به طرف باغ راه افتادند در حالى كه با هم آهسته سخن مىگفتند تا
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 9 ، ص 380 .