لغت :
يصرمنّ فعل مضارع يعنى مىچينند . صريم زمين سياه كه روييدنى در آن نيست .
تنادوا يعنى يكديگر را ندا و صدا كردند . حرد اراده و تصميم يا قصد .
[ داستان ناسپاسى باغداران ]
تفسير :
ما اهل مكّه را با بلايى كه بر آنها وارد شد آزموديم همان گونه كه صاحبان آن باغ را كه در يمن در نزديكى صنعا بود با بلايى آزموديم .
إِذْ أَقْسَمُواْ . . . : آن گاه كه قسم خوردند كه بامدادان ( پيش از آن كه مستمندان براى درخواست كمك بيايند و انتظار داشته باشند كه مقدارى از ميوههاى آن باغ را به آنها بدهيم ) ميوههاى باغ را خواهند چيد .
در حالى كه پيش خود هم ( در ذهن خود هم ) چيزى از ميوهها براى فقرا استثنا نمىكردند و يا ان شاء اللَّه نمىگفتند .
فَطَافَ عَلَيْهَا : پس شبانه بلايى فراگير از جانب پروردگارت بر آن باغ احاطه كرد در حالى كه آنها خواب بودند .
آتشى از آسمان فرو آمده و در آن باغ پيچيد و ميوهها را بسوزانيد .
صريم در لغت به معنى زمين يا خاكستر سياه است ، يعنى مانند خاكستر سياه شد .
در روايت است كه آتش ، درختان را از بيخ بركند و همه را تودهء خاكستر ساخت . « 1 » فَأَصْبَحَتْ . . . : پس آن جا به صورت باغى كه ميوه هايش چيده شده و درختانش سياه و سوخته شد درآمد .
پس هنگام صبح يكديگر را صدا كردند و گفتند : اگر قصد چيدن ميوهها را داريد بامدادن ( يعنى هر چه زودتر ) به سوى باغ و زراعت خود بيرون آييد . پس داسها را برداشته از خانهها بيرون آمده ، متوجه باغ شدند .
فَانطَلَقُواْ . . . : پس به طرف باغ راه افتادند در حالى كه با هم آهسته سخن مىگفتند تا
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 9 ، ص 380 .