تفسير :
پس مگر ما در آفرينش نخستين جهان هستى درمانده و عاجز شديم تا از اعادهء آن عاجز باشيم ؟ ! قدرت ما بر آفرينش نخستين ، دلالتى واضح دارد بر اين كه اعادهء آن بر ما آسانتر است . آنها آفرينش نخستين را منكر نيستند ؛ بلكه در بارهء آفرينش جديد در اشتباهاند با اين كه عقل سليم به لزوم و تحقّق معاد حكم مىكند .
[ نزديكتر از رگ گردن ]
( آيهء 16 ) ( وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسنَ وَ نَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ )
تفسير :
و به يقين ما انسان را آفريديم و آنچه را كه نفسش بدان سبب در او وسوسه مىكند مىدانيم و ما به او از رگ گردن و رگهاى خونش نزديكتريم .
و مراد از وسوسه ، حديث نفس است ، يعنى ما مكنونات ضماير و سرائر قلوب شما را مىدانيم .
( آيهء 17 و 18 ) ( إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقّيَانِ عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشّمَالِ قَعِيدٌ * مَّا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ )
اعراب و لغت :
قعيد يعنى قاعد و نشسته .
گفته شده : قعيد در اين جا به جاى « قعيدان » است . رقيب يعنى مراقب ، و عتيد يعنى حاضر و مهيّا .