تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
صاحب غيبت گذشت نمايد و راضى شود . « 1 » قال على عليه السلام : السامعُ لِلغيبةِ أحَدُ المُغتابينَ « 2 » ؛ شنوندهء غيبت ، يكى از دو غيبت‌كنندگان است .

[ گرامىترين مردم نزد خدا ]

( آيهء 13 ) ( يأَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنكُم مّن ذَكَرٍ وَ أُنثَى وَ جَعَلْنكُمْ شُعُوبًا وَ قَبَآلِلَ لِتَعَارَفُواْ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَلكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ ) تفسير : اى مردم ، بىترديد ما همهء افراد نوع شما را از يك مرد و زن ( آدم و حوا ) آفريديم ( پس چون همه از يك پدر و مادريد وجهى ندارد كه به نسب خود افتخار كنيد ) و يا هر يك از شما را از يك پدر و مادر خلق كرديم ، و شما را قبيله‌هاى بزرگ و كوچك قرار داديم تا همديگر را بشناسيد ، پس در ميان شما برترى نژادى نيست ( زيرا همه به يك اصل واحد منسوبيد ) . ( آرى تقوا موجب برترى مىشود و ) گرامىترين شما در نزد خداوند پرهيزكارترين شماست ، همانا خداوند بسيار دانا و آگاه است . در منهج الصادقين است كه روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله در بازار مدينه مىگذشت ، غلام سياهى را ديد كه مىفروشند و او مىگفت : هر كس مرا مىخرد به اين شرط بخرد كه مرا از گزاردن نماز يوميه با پيغمبر منع نكند ، چه هميشه من نماز را با آن حضرت گزارم . شخصى او را خريد ، و غلام به نماز حاضر مىشد ، چندى گذشت كه غايب شد . حضرت پرسيد . گفتند : تب نموده . حضرت به عيادت او رفت . بعد از مدتى مولايش خبر داد كه فوت نموده ، حضرت برخاست به نفس نفيس خود او را تغسيل و تكفين نمود ، بعضى از اين اقدام رسول خدا تعجب نمودند ، آيهء شريفه نازل شد كه نسب را اثرى نيست بلكه فضيلت و كرامت به
هامش
( 1 ) . جامع الاخبار ، فصل 109 ، ص 413 . ( 2 ) . شرح صد كلمهء ( امير المؤمنين ) جاحظ ، ابن ميثم ح 46 ؛ و غرر و درر ج 2 ص 12 ح 1607 .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 477 | الشيخ علي المشكيني