شخصى مىگويد : جهاد نمودم . و حال آن كه جهاد ننموده ، به درستى كه جهاد ، اجتناب از محرَّمات و مجاهدهء با دشمن است . « 1 »
( آيهء 16 ) ( قُلْ أَتُعَلّمُونَ اللَّهَ بِدِينِكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا فِى السَّموَ تِ وَ مَا فِى الْأَرْضِ وَ اللَّهُ بِكُلّ شَىْءٍ عَلِيمٌ )
تفسير :
اى پيامبر ، ( به آنها كه هنوز ايمان قلبى ندارند ؛ امّا ادّعا مىكنند كه داريم ) بگو : آيا خدا را از دين و عقايد باطنى خود خبر مىدهيد ؟ و مىپنداريد خدا سرائر و آنچه در باطن شماست را نمىداند ؟ ! و حال آن كه خداوند آنچه را كه در آسمانها و آنچه را كه در زمين است مىداند و خداوند به همه چيز داناست .
[ منّت نگذاريم ]
( آيهء 17 ) ( يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُواْ قُل لَّاتَمُنُّواْ عَلَىَّ إِسْلمَكُم بَلِ اللَّهُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ أَنْ هَدَلكُمْ لِلْإِيمنِ إِن كُنتُمْ صدِقِينَ )
اعراب :
أن أسلموا مفعول يمنّون ، يعنى « يمنّون إسلامهم عليك » .
أن هداكم تأويل به مصدر مىرود يعنى « يمنّ عليكم هدايتكم . . . » .
تفسير :
چون اعراب در ادّعاى ايمان ، منّتى بر پيغمبر مىنهادند آيه نازل شد ، فرمود :
آنها بر تو منت نهند كه اسلام آوردهاند ! بگو اسلامتان را بر من منّت ننهيد ؛ بلكه اگر در ادّعاى اسلام راستگو هستيد و يا در ادّعاى ايمان واقعى و قلبى داشتن صادق باشيد اين
هامش
( 1 ) . تفسير اثنا عشرى ذيل آيهء شريفه .