تقوا و پرهيزكارى است . « 1 » تبصره : علامهء مجلسى رحمه الله فرمايد : تقوا در عرف نگهدارى نفس است از آنچه به آخرت انسان ضرر رساند ، و تقوا كه محصور كردن آن است بر آنچه براى آخرت سودمند است سه مرتبه دارد : 1 - نگهدارى نفس از عذاب دائم به تصحيح اعتقادات . 2 - پرهيز از آنچه معصيت باشد از فعل يا ترك . 3 - نگاهدارى نفس از هر چه قلب انسان را از خدا مشغول سازد . و اين درجهء خواص بلكه خاص الخاص است . « 2 »
[ اسلام يا ايمان قلبى ]
( آيهء 14 ) ( قَالَتِ الْأَعْرَابُ ءَامَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُواْ وَ لكِن قُولُواْ أَسْلَمْنَا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمنُ فِى قُلُوبِكُمْ وَ إِن تُطِيعُواْ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَايَلِتْكُم مّنْ أَعْملِكُمْ شَيًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ )
لغت و اعراب :
لا يلتكم فعل مضارع ، و كم مفعول آن ، و ماضى آن « لات » و مصدر آن « لَيْت » به معنى كم و كاست كردن است .
تفسير :
گروهى از باديه نشينان گفتند : ما به خدا و رسول و معاد ايمان آورديم . اى پيامبر به آنان بگو : ايمان نياوردهايد ( زيرا ايمان اقرار به زبان و تصديق به قلب است و شما دومى را نداريد ) ؛ بلكه بگوييد : در ظاهر با گفتن شهادتين اسلام آورديم . و هنوز ايمان داخل دلهاى شما نشده است . و اگر از خدا در اوامر او و از پيامبر در دستورات ولايى او اطاعت نماييد ( و ايمان شما فقط زبانى نباشد ؛ بلكه قلبى هم باشد ) از عملهاى شما نمىكاهد ؛ زيرا خداوند بسيار آمرزنده و مهربان است .
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 8 ، ص 430 با كمى تصرّف در عبارات .
( 2 ) . سفينة البحار ، ج 4 ، ص 732 با تلخيص .