تفسير :
و اين همان بهشتى است كه شما را در مقابل آنچه در دنيا از اعمال نيك و خيرات انجام مىداديد به ارث داده شد ، يا سهم بهشتى كفّار است كه شما به خاطر اعمال نيكتان به ميراث برديد .
براى شما در آن جا ميوههاى فراوانى است كه از آنها مىخوريد .
و در حديث است كه هيچ مؤمنى ميوهاى از درخت بهشت نچيند مگر دو مثل آن از همان جا روييده شود .
تتمّه : بيان وصف بهشت و آنچه خداوند كريم و رحيم و غفور در آن مهيّا فرموده از انواع نعمتهاى الهيه ، خارج از حدود عقول است و ادراك آن نمىتوان نمود - نه به حواس ظاهره و نه به حواس باطنه - مگر بر سبيل نمونه و تصور فى الجمله ، چنانچه در روايت ديگر فرموده :
ما لا عين رأت ، و لا اذن سمعت ، و لا
خطر على قلب بشر : آنچه نه چشمى ديده و نه گوشى شنيده و نه به قلب بشرى خطور نموده است . در اين صورت چه كسى جز ذات خالق آن مىتواند آن را وصف نمايد .
[ عذاب و كيفر گناهكاران ]
( آيهء 74 و 75 ) ( إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِى عَذَابِ جَهَنَّمَ خلِدُونَ * لَايُفَتَّرُ عَنْهُمْ وَ هُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ )
لغت :
يفتّر فعل مضارع مجهول از باب تفعيل ، و مصدر ثلاثى آن « فتر » و در اين جا به معنى قطع شدن و يا تخفيف و كم شدن است .
مبلسون جمع مبلس و آن اسم فاعل از باب افعال ، و إبلاس به معنى يأس و نااميد بودن است .