مىنمايند در گمراهى دور و درازند ؛ زيرا انبياى الهى و كتب آسمانى به آن خبر داده و عقول سليمه شهادت بر تحقّق آن مىدهد و از قدرت سبحانى ، زنده نمودن بندگان براى جزاى اعمال مستبعد نخواهد بود .
[ لطف و روزىرسانى خدا ]
( آيهء 19 ) ( اللَّهُ لَطِيفُ بِعِبَادِهِ يَرْزُقُ مَن يَشَآءُ وَ هُوَ الْقَوِىُّ الْعَزِيزُ )
تفسير :
خداوند بر بندگانش نرم رفتار و سهلگير و دقيق النظر است ، هر كس را بخواهد روزى ( معنوى جان و مادى تن ) مىبخشد و او نيرومند و مقتدر شكستناپذير است .
بيان : علما را در معنى لطيف وجوهى است :
1 - دقيقبين بر وجهى كه بر جميع مخفيات امور و اسرار صدور با خبر است و هيچ چيز بر او پوشيده نيست .
2 - ايصال منافع به بندگان به طريقى كه دريافتن آن دقيق باشد .
3 - با دوستان لطف كند تا ثابت شوند ، و با دشمنان لطف نمايد تا آشنا شوند .
4 - لطف او بر اين نهج است كه بيشتر از كفايت بدهد و كمتر از توانايى امر فرمايد .
5 - علامهء مجلسى رحمه الله فرمايد : رفيق است به بندگان خود كه مىرساند به آنان آنچه را به آن در دنيا و آخرت منتفع شوند و مهيّا فرمايد براى ايشان آنچه را سبب مصالح آنان باشد از آن جا كه نمىدانند و گمان ندارند . « 1 »
6 - لطف در اصطلاح متكلمين فعلى است كه مكلّف به سبب آن نزديك به طاعت و دور از معصيت گردد و به اجبار و الجاء نرسد ، و هر لطف كه به اعتبار طاعت باشد آن را توفيق گويند ، و اگر مانع معصيت باشد آن را عصمت نامند ، و لطف از شرايط تكليف باشد ، و تكليفِ عارى از لطف از حكيم سزاوار نباشد ؛ زيرا مؤدى به نقض غرض شود و نقض غرض منافى حكمت است ، پس بر حكيم روا نباشد .
هامش
( 1 ) . سفينة البحار ، ج 4 ، ص 304 ، مادهء « لطف » .