« داحضة » به معنى باطلة است . « حجتهم داحضة » مبتدا و خبر ، و جمله خبر « الذين » مىباشد .
تفسير :
و كسانى كه دربارهء توحيد و ربوبيت خدا مجادله ومحاجّه و ستيزه مىكنند پس از آن كه دعوت او از جانب فطرت و عقل سليم و دانشمندان منصف اهل كتاب پذيرفته شده ، دليل آنها نزد پروردگارشان باطل است ؛ زيرا بعد از وضوح حجّت و ظهور ادلّه بر صحّت نبوّت ، حجّت آنها عناد و لجاج خواهد بود . وَ عَلَيْهِمْ غَضَبٌ : و بر ايشان است خشم خدا به جهت مجادله در باطل كردنِ حق ، وَ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ : و براى ايشان است عذابى سخت كه آتش جهنّم باشد .
نزد بعضى از مفسّران محاجهء باطل آنها آن بود كه گفتند كتاب ما پيش از كتاب شما و پيغمبر ما پيش از پيغمبر شماست ، پس ما بهتر از شما و به حق اولى و احق هستيم .
[ حقانيت وحى و ميزان ]
( آيهء 17 ) ( اللَّهُ الَّذِى أَنزَلَ الْكِتبَ بِالْحَقّ وَ الْمِيزَانَ وَ مَا يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ قَرِيبٌ )
تفسير :
خداوند همان است كه كتاب را ( كتابهاى آسمانى را در هر عصرى ) به حق و براى هدفى عقلايى و برتر فرو فرستاد و نيز ميزان را ( و مورد آن را مانند كمالات معنوى و كالاهاى خارجى ، و وسايل آن را نظير موازين صحّت عقايد و عملها در شرع ، و ابزار توزين كالاها فرو فرستاد ) تا بندگان در جميع امور ، آن را مراعات كنند و از عدالت خارج نشوند .
بيان : تسميهء شريعت به ميزان ، به جهت آن است كه ميزان ، آلت انصاف است ميان بندگان تا از طريق حق خارج نشوند . يا مراد از ميزان ، پيغمبر است كه مؤسس اساس انصاف و مبلّغ قواعد عدل است ، پس مراد به انزال ارسال او باشد .