تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
اعراب : التى عطف به أنفس است . الموت مفعول قضى است . الاخرى صفت الأنفس مقدَّر است .

[ نشانه‌هاى خدا در مرگ ]

تفسير : خداست كه حقيقتاً ارواح مردم را در هنگام مرگشان به طور كامل مىگيرد كه علاقه‌اى ميان جان و تن نمىماند و از آن كه در حال خواب نمرده به نحو ناقص مىگيرد . و علقهء ظاهرى قطع مىشود و علقهء باطنى مىماند ، پس آن روح را كه مرگش را مسلّم كرده در عالم برزخ نگاه مىدارد و آن ديگرى را كه مرگش نرسيده تا مدّتى معيّن به سوى بدنش روانه مىدارد . إِنَّ فِى ذَ لِكَ . . . : بى ترديد در اين امر نشانه‌هايى است از قدرت و حكمت خداوند و آمدن قيامت و معاد براى كسانى كه مىانديشند . ( آيه 43 ) ( أَمِ اتَّخَذُواْ مِن دُونِ اللَّهِ شُفَعَآءَ قُلْ أَوَ لَوْ كَانُواْ لَايَمْلِكُونَ شَيًا وَ لَايَعْقِلُونَ ) لغت : ام در اين جا به معنى « بل » است . شفعاء جمع « شفيع » است . همزه در أوَلو استفهاميه است . تفسير : بلكه آنان ( مشركان ) به جاى خدا شفيعانى گرفته‌اند - مانند بت‌ها كه آنها را شفيعان خود مىپنداشتند - به آنها بگو : آيا آنها را شفيع مىدانيد هر چند چيزى را مالك نباشند و چيزى را ندانند و تعقّل نكنند ؟ ! يعنى از جماد كه فاقد شعور و قدرت است چگونه توقّع شفاعت داريد ؟ !
تفسير روان (فارسى) — صفحة 168 | الشيخ علي المشكيني