تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
جماداتى كه عاجز مطلق‌اند ، همانا از نهايت سفاهت و جهالت است . چون اين سؤال از مشركان شد و از جواب ساكت گرديدند ، خداوند فرمود : قُلْ حَسْبِىَ اللَّهُ : بگو : اى پيامبر : كافى است مرا خداى تعالى در رساندن منفعت و دفع ضررها ، عَلَيْهِ يَتَوَكَّلُ الْمُتَوَكّلُونَ : بر او نه بر غير او توكل مىكنند توكل‌كنندگان و كارهاى خود را به او وامىگذارند به جهت علم ايشان به انحصار خالقيت و قادريت ربوبيّت در او . ( آيه 39 و 40 ) ( قُلْ يقَوْمِ اعْمَلُواْ عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنّى عمِلٌ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ * مَن يَأْتِيهِ عَذَابٌ يُخْزِيهِ وَ يَحِلُّ عَلَيْهِ عَذَابٌ مُّقِيمٌ ) لغت : يخزيه فعل مضارع از باب افعال و مصدر ثلاثى آن خزى و آن به معنى خوار شدن و رسوا شدن است . يحلّ از مادهء حلول است . تفسير : اى پيامبر ، به قوم خود بگو : اى قوم من ، شما بر وضع و حالتى كه هستيد از آيين و اعتقادتان و دشمنى با من ، عمل كنيد من هم در حال تسليم امر خدا بودن و ايمان به او براى اظهار كلمهء توحيد و اعلاى دين اسلام عمل مىكنم و مىكوشم . فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ . . . : پس به زودى خواهيد دانست كه چه كسى را در دنيا عذابى مىرسد كه او را خوار و رسوا نمايد ( مراد روز بدر است ) و در آخرت هم بر او عذابى دائم - يعنى عذاب جهنّم كه سخت‌ترين عذاب‌هاست - وارد شود .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 166 | الشيخ علي المشكيني