دستور و كار خود مىكشد و آن برده نمىتواند همهء آن دستورها و كارها را انجام دهد و به اين جهت از او راضى نيستند . 2 - و مردى را كه تنها بردهء يك مالك است كه به هر چه امر كند مزاحمى ندارد و مىتواند انجام دهد و مولا هم از او راضى خواهد بود . آيا اين دو با هم مساوىاند ؟ ! ( هرگز مساوى نيستند ) .
بيان : ( استفهام انكارى است ) يعنى البته مساوى نباشند ؛ يعنى چنان كه مشترك ميان شركا متحير است و نمىداند كه به خدمت كدام قيام نمايد و به چه نوع همه را خشنود سازد ؟ انسان مشرك هم در مقابل معبودان پندارى متعدد خود سرگردان است و نمىداند كدام را عبادت كند و اعتماد به ربوبيت كدام نمايد ؛ لكن بندهاى كه مملوك يك مالك باشد ، با توجّه تمام به موجبات رضاى مولا قيام نمايد و از آنچه مكروه اوست محترز شود . مانند انسان موحّد كه بالكليه روى توجّه به جانب معبود به حق آورده و به عبادت او مشغول و از غير او منقطع است و آنچه رضاى اوست به جا آورد و از آنچه موجب سخط او باشد اجتناب كند و بدين سبب به خير عاجل و ثواب آجل نايل شود .
در تفسير عيّاشى از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام :
آن مردى كه خالص است در عبوديت خود و خدمت خدا را مشوب به خدمت غير نساخته ، از روى تحقيق ، حضرت امير المؤمنين عليه السلام و شيعيان او هستند . « 1 » و چون اين ضرب المثل سبب هدايت بندگان به ايمان است كه اعظم نعم است ، لذا فرمايد : الْحَمْدُ لِلَّهِ : حقيقت و تمام ستايش از آنِ خداست و حقانيت اين امر ، مخفى نيست ، بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَايَعْلَمُونَ : بلكه بيشتر ايشان نمىدانند ( يا ناداناند ) و به جهت جهالت ، غير را شريك خداوند مىپندارند .
( آيه 30 ) ( إِنَّكَ مَيّتٌ وَ إِنَّهُم مَّيّتُونَ )
هامش
( 1 ) . به مجمع البيان ، ج 4 ، ص 497 رجوع شود .