تفسير :
قَالَ لَنْ أُرْسِلَهُ مَعَكُمْ حَتَّى تُؤْتُونِ مَوْثِقاً مِنَ اللَّهِ لَتَأْتُنَّنِى بِهِ إِلَّا أَن يُحَاطَ بِكُمْ
يعنى : يعقوب گفت : هرگز او را همراه شما نمىفرستم مگر آن كه تعهد وثوقآور الهى به من دهيد ، يعنى سوگند مؤكّد بخوريد يا پيمان مشدّد ببنديد بر اين كه او را حتماً براى من مىآوريد ، مگر آن كه احاطه شويد . يعنى حوادث غيراختيارى ، شما را فرا گيرد .
فَلَمَّا ءَاتَوْهُ مَوْثِقَهُمْ قَالَ اللَّهُ عَلى مَا نَقُولُ وَكِيلٌ
يعنى : پس چون آنها تعهّد محكم و استوار خود را به پدر دادند ، گفت : خداوند بر آنچه مىگوييم وكيل است . يعنى مراقب و كفيل و ناظر حسن جريان كار شما خواهد بود .
گفته شده : سبب اطمينان يعقوب به پسران در اين باره ، بزرگ شدن آنها در سن و عقل و تجربه و تسلطشان بر غرايز نفسانى خويش و پشيمانىشان بالطبع از رفتار سابق با يوسف بوده ، علاوه آن كه بنيامين هم خود مثل يوسف نبوده است .
وَقَالَ يَا بَنِىَّ لَا تَدْخُلُوا مِن بَابٍ وَاحدٍ وَادْخُلُوا مِنْ أَبْوَابٍ مُّتَفَرِّقَةٍ
يعنى : و يعقوب ( در بدرقهء آنها ) گفت : اى پسران من ، همگى از يك در وارد نشويد و از درهاى متفرق وارد شويد .
يعقوب پيامبر پس از آن كه رخصت داد بنيامين با برادران سفر كند ، ظاهراً خود نيز با آنها تا شجرهء وداع ، درختى كه در محل وداع مسافران در بيرون شهر بود ، خارج شد ، همان محلى كه قريب چهل سال پيش در بدرقهء يوسف رفته بود و اين توصيه در همانجا واقع شده . و معلوم نيست مراد از درهاى متعدد ، دروازههاى چهارگانهء شهر است يا درهاى كاخ يوسف ؟ و در علت اين توصيه گفتهاند كه : يعقوب از اصابت چشم بد بدانها پرهيز داشته ، زيرا فرزندانش همه مردانى رشيد ، داراى قامتهاى رسا ، قيافههاى زيبا و رفتار با ابّهت بودند . و يا براى ترس از درباريان شاه يا تعقيب اطلاعاتىهاى وقت بوده است .
وَمَا أُغْنِى عَنكُم مِنَ اللَّهِ مِن شَىْءٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَعَلَيهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ
يعنى : و من هرگز نمىتوانم از شما آنچه ضرر و آسيب از جانب خدا متوجه شما مىشود دفع كنم . فرمان جز براى خدا نيست ؛ يعنى فرمان نافذ در سراسر جهان هستى ،
تفسير روان (فارسى) — صفحة 62
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٦٢