طعام و آذوقهء مصرى سرمايهء خود را نيز يافتند كه پنهانى و بدون اطلاعشان به خودشان بازگردانده شده است . گفتند : اى پدر ما ، مگر چه مىخواهيم ؟ اين سرمايهء ماست كه به خودمان بازگشته . اين كلام در مقابل امتناع پدر از سفر بنيامين است كه مبادا از پادشاه مصر خطرى به او برسد . يعنى اى پدر سرمايهء ما به ما بازگشته كه حكايت از قصد احسان و عدم وجود خطر از پادشاه مصر دارد ؛ پس ما همهء برادران به سوى مصر سفر نموده ، عائلهمان را از اين راه اداره مىكنيم و برادرمان را نيز نگه مىداريم و ضمناً يك بار شتر طعام هم به خاطر او بيشتر دريافت مىنماييم و اخذ و دريافت آن آسان است . « 1 » قَالَ لَنْ أُرْسِلَهُ مَعَكُمْ حَتَّى تُؤْتُونِ مَوْثِقاً مِنَ اللَّهِ لَتَأْتُنَّنِي بِهِ إِلَّا أَن يُحَاطَ بِكُمْ فَلَمَّا ءَاتَوْهُ مَوْثِقَهُمْ قَالَ اللَّهُ عَلَى مَا نَقُولُ وَكِيلٌ « 66 » وَقَالَ يَا بَنِيَّ لَا تَدْخُلُوا مِن بَابٍ وَاحدٍ وَادْخُلُوا مِنْ أَبْوَابٍ مُّتَفَرِّقَةٍ وَمَا أُغْنِي عَنكُم مِنَ اللَّهِ مِن شَيْءٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَعَلَيهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ « 67 »
لغت و اعراب :
موثق و ميثاق : چيزى كه بدان وثوق و اطمينان حاصل شود ، مانند عهد و قسم و غيره .
مناللَّه يعنى من ناحيته و مرتبطاً به . يحاط بكم يعنى مورد احاطه قرار گيريد . أغنى عنه العذاب : دور كرد از او عذاب را . توكَّلَ عليه : كارهاى خود را به او واگذار نمود . بَنِىَّ اصلش بنينى بوده ، نون جمع افتاده و دو ياء در هم ادغام شده است .
هامش
( 1 ) . يا : و آن ( در نزد عزيز مصر ) پيمانهاى ناچيز است .