فَلَمَّا جَهَّزَهُم بِجَهَازِهِمْ جَعَلَ السِّقَايَةَ فِي رَحْلِ أَخيهِ ثُمَّ أَذَّنَ مُؤَذِّنٌ أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسَارِقُونَ « 70 » قَالُوا وَأَقْبَلُوا عَلَيْهِم مَّاذَا تَفْقِدُونَ « 71 » قَالُوا نَفْقِدُ صُوَاعَ الْمَلِكِ وَلِمَن جَاءَ بِهِ حِمْلُ بَعِيرٍ وَأَنَا بِهِ زَعِيمٌ « 72 » قَالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ عَلِمْتُم مَّا جِئْنَا لِنُفْسِدَ فِي الْأَرْضِ وَمَا كُنَّا سَارِقِينَ « 73 »
لغت و اعراب :
سقايه : ظرف آشاميدن آب . أذَّنَ بالصلاة : اعلام كرد نماز را و دعوت نمود بهسوى آن .
عير : قافله . و أقبلوا واو حاليه است . فَقَدَ الشىءَ : نداشت آن را پس از آن كه داشت . صواع : جام آب و غيره . زعيم : ضامن .
تفسير :
فَلَمَّا جَهَّزَهُم بِجَهَازِهِمْ جَعَلَ السِّقَايَةَ فِى رَحْلِ أَخيهِ ثُمَّ أَذَّنَ مُؤَذِّنٌ أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسَارِقُونَ
يعنى : پس چون يوسف برادران را به جهاز سفرشان مجهّز نمود ( يعنى همهء آنچه را كه مىخواستند از مَلك بگيرند به نحو خريد يا به بها يا اهدا ، در بار و بنهء آنها قرار داد . ظاهر آيه اين است كه اين امور را يوسف به دست خود انجام داده و محتمل است كه به واسطهء رئيس دفتر يا مأموران انتظامى بوده ) در حال تجهيز آنان سقايه را در ميان بار و بنهء برادرش بنيامين قرار داد . گفتهاند سقايه جام زرّينى بوده مرصّع به جواهرات پرقيمت و براى گرانى ارزاق ، آن را پيمانهء گندم كرده بودند . سپس جارزنندهاى بانگ برآورد كه اى كاروان كنعان ، بىترديد شما دزديد !
ظاهر كلمهء « ثمّ » اين است كه اين ندا پس از آن بوده كه همهء كاروانِ يازده نفره آمادهء حركت بوده يا به راه افتاده و قدرى هم راه پيموده بودند . و نسبت دزدى ، آن هم به همهء
تفسير روان (فارسى) — صفحة 65
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٦٥