تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 442

مساهمون:

ص٤٤٢
احياست و آن‌گاه است كه همهء جانداران از قبورشان زنده شده بيرون مىآيند ، و نفخهء سوم نفخهء اجتماع و گردآورى است . و مقصود از آيه اين است كه پس از نفخهء دوم همه بيرون آمده متحيرانه به هر سو مىروند و عنوان « يموج بعضهم فى بعض » محقق مىشود و آن‌گاه نفخهء سوم دميده مىشود و همه براى حساب جمع مىگردند ، لكن آيهء 96 سورهء انبيا مطابق وجه اول است : « 1 » حَتَّى إِذَا فُتِحَتْ يَأْجُوجُ وَمَأْجُوجُ وَهُم مِن كُلِّ حَدَبٍ يَنسِلُونَ .

[ ويژگى دوزخيان ]

وَعَرَضْنَا جَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ لِلْكَافِرِينَ عَرْضاً يعنى : و جهنم را در روز رستاخيز بر كفار عرضه مىداريم به نحوى خاص از عرضه داشتن . مراد از عرضهء دوزخ قرار دادن آن است در مقابل ديد كامل آنها و دستور ورود در آن . و « عرضاً » مفعول مطلق و اشاره به نوع عرضه است ، و ممكن است اشاره باشد به آنچه از آيهء انفال استفاده مىشود : لِيَمِيزَ اللَّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَيَجْعَلَ الْخَبِيثَ بَعْضَهُ عَلَى بَعْضٍ فَيَرْكُمَهُ جَمِيعاً فَيَجْعَلَهُ فِى جَهَنَّمَ [ انفال ، 37 ] يعنى خداوند ، كفّار را كه خبيث و پليدند برخى را روى برخى همانند لاشهء حيوانات روى هم مىريزد و همه را كوه مىكند آن‌گاه به دوزخ فرو مىريزد . الَّذِينَ كَانَتْ أَعْيُنُهُمْ فِى غِطَاءٍ عَن ذِكْرِى وَكَانُوا لايَسْتَطِيعُونَ سَمْعاً اين آيه در توصيف چشم و گوش كفار است كه عمده وسيلهء تنبّه و تذكّر و ايمان انسان است . يعنى : كفارى كه در دنيا چشم دلشان در پوششى از ياد من و چشم ظاهرشان در پوششى از رؤيت آيات انفسى و آفاقى من بود و آنها در دنيا توان شنيدن نداشتند ، يعنى از شدت انكار و عناد ، قدرت شنيدن كلام آسمانى و سخنان پيامبران را نداشتند . أَفَحَسِبَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَن يَتَّخِذُوا عِبَادِي مِن دُونِي أَوْلِيَاءَ إِنَّا أَعْتَدْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِينَ نُزُلًا « 102 » قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُم بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَالًا « 103 » الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً « 104 »
هامش
( 1 ) . يعنى ضمير جمع بعضهم به يأجوج و مأجوج برمىگردد نه به الناس كه همهء مردم باشند .