بىسابقه مىكند .
وَأَمَّا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحاً فَلَهُ جَزَاءً الْحُسْنَى وَسَنَقُولُ لَهُ مِنْ أَمْرِنَا يُسْراً
يعنى : و اما آنكس كه ايمان آورد و عملى نيك انجام دهد - فروع شريعت خود را در خويش و محيط خويش پياده نمايد - او را در آخرت پاداشى بسيار نيك است و ما هم از دستور خود دربارهء او آسانش را صادر مىكنيم . يعنى در مدتى كه تحت سيطرهء ماست به او ارفاق مىنماييم و فرمانهاى سهل و آسان مىدهيم .
ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً « 89 » حَتَّى إِذَا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَطْلُعُ عَلَى قَوْمٍ لَّمْ نَجْعَل لَّهُم مِن دُونِهَا سِتْراً « 90 » كَذلِكَ وَقَدْ أَحَطْنَا بِمَا لَدَيْهِ خُبْراً « 91 »
لغت و اعراب :
من دونها يعنى من غير الشمس يا فى مقابل الشمس . كذلك خبر مبتداى محذوف است ، به تقدير « أمرُ ذىالقرنين كذلك » .
تفسير :
ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً حَتَّى إِذَا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَطْلُعُ عَلَى قَوْمٍ لَّمْ نَجْعَل لَّهُم مِن دُونِهَا سِتْراً
يعنى : سپس ذوالقرنين اسباب و وسايل ديگرى را در هدف سير به مشرقزمين دنبال كرد تا آنگاه كه به جايگاه طلوع خورشيد رسيد ، يعنى آخرين نقطهء سكونت بشر آن روز در جانب خاور گيتى . در آنجا خورشيد را چنين يافت كه بر گروهى از مردم طلوع مىكند و مىتابد كه براى آنها در برابر آن پوششى قرار نداده بوديم . يعنى هيچ ساختمان و درخت و كوهى بر آنها سايه نمىافكند ، و يا آنكه لباسى در بر نداشتند .
گفته شده كه زمينشان از همه جانب مسطح و در خاكشان اقتضاى بناى ساختمان و رويش درخت نبوده است . و خداوند اين حال و وضع آنها را به خود نسبت مىدهد به
تفسير روان (فارسى) — صفحة 436
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٤٣٦