فَأَتْبَعَ سَبَباً حَتَّى إِذَا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَغْرُبُ فِى عَيْنٍ حَمِئَةٍ
يعنى : او سير خود را ادامه داد تا چون به مغرب خورشيد رسيد در ديد چشم خود چنين يافت كه خورشيد در چشمه يا درياى لجنى فرو مىرود .
مراد اين است كه در سير خود در غرب افريقا و ساحل اقيانوس به كنار درياى محيط غربى رسيد به گونهاى كه نزديك غروب و اوايل تاريكى هوا چون به خورشيد مىنگريست به خاطر انطباق افق با سطح دريا چنين مىپنداشت كه آفتاب در دريا فرو مىرود و افق شبيه لجن سياه رنگ است .
وَوَجَدَ عِندَهَا قَوْماً قُلْنَا يَا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِمَّا أَن تُعَذِّبَ وَإِمَّا أَن تَتَّخِذَ فِيهِمْ حُسْناً
يعنى : و ذوالقرنين در نزد آن عين - در كنار آن دريا - گروهى از مردم را يافت ( كه از نظر اعتقاد مشرك و از نظر عمل مرتكب محرمات بودند ) به ذوالقرنين گفتيم ( يعنى به وسيلهء همراهش خضر پيامبر ، و يا خود او پيامبر بود و به او وحى نموديم ، و يا آنكه او بندهء صالح ما بود و به او الهام كرديم ) اى ذوالقرنين ، يا آنها را عذاب مىكنى و يا دربارهء آنها راه نيكى پيش مىگيرى .
ظاهر اين كلام هر چند به اخبار نزديكتر است لكن مقتضاى دقت و ظاهر جواب آتى اين است كه سوق كلام براى اخبار نيست ، زيرا وظيفهء پيامبر مقتدر يا منصوب از جانب او در مقابل مشركان و يا مطلق كافران دعوت به پذيرش شريعت معروضه ، و در صورت عدم قبول ، جنگ است و جاى تخيير نيست . پس مراد اين است كهاى ذوالقرنين ، با اين مردم چگونه رفتار خواهى كرد ؟ يعنى آيا همه را از دم شمشير مىگذرانى يا راه عفو اتخاذ مىكنى ؟
قَالَ أَمَّا مَن ظَلَمَ فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُ ثُمَّ يُرَدُّ إِلَى رَبِّهِ فَيُعَذِّبُهُ عَذَاباً نُّكْراً
يعنى : ذوالقرنين گفت : اما آنكس كه ستم كرده ، به زودى ما او را عذاب مىكنيم . مراد اين است كه دربارهء اين قوم مشرك همانند سيرهء انبيا رفتار مىكنم ، نخست دعوت به توحيد و پذيرش شريعت و كتاب آسمانى مىكنم و اگر بر خويش ستم نمودند و بر كفر خود اصرار ورزيدند عقوبتى طبق شرع انجام مىدهم . آنگاه پس از مرگ به سوى پروردگارش بازمىگردد و پروردگار او را عذابى نُكر مىنمايد ، يعنى عذابى ناشناخته و
تفسير روان (فارسى) — صفحة 435
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٤٣٥