يعنى : پس ما اين را خواستيم كه پروردگار والدين تبديل كند به جاى او براى آنها فرزندى بهتر از او از نظر پاكى روح و رشد ايمان و خرد ، و نزديكتر به آنها از نظر رحمت و مهر و شفقت .
وَأَمَّا الْجِدَارُ فَكَانَ لِغُلَامَيْنِ يَتِيمَيْنِ فِى الْمَدِينَةِ وَكَانَ تَحْتَهُ كَنزٌ لَهُمَا وَكَانَ أَبُوهُمَا صَالِحاً فَأَرَادَ رَبُّكَ أَن يَبْلُغَا أَشُدَّهُمَا وَيَسْتَخْرِجَا كَنزَهُمَا
يعنى : خضر گفت : و اما آن ديوار كه در شُرف سقوط بود و من آن را برپا داشتم ، از آنِ دو پسر بچهء يتيم در آن شهر بود ، و در زير آن گنجى براى آنها بود و پدرشان مردى صالح و نيكوكار بود ، پروردگار تو خواست كه آن دو پسربچهء يتيم به مرحلهء رشد برسند و گنج خود را بيرون آورند .
رشد انسان اين است كه از نظر قواى جسمى به مرحلهء كمال برسد كه غالباً ملازمه با توان آميزش جنسى دارد و از نظر روحى و فكرى قدرت ادارهء زندگى ساده را داشته باشد .
رَحْمَةً مِن رَّبِّكَ وَمَا فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِى ذلِكَ تَأْوِيلُ مَا لَمْ تَسْطِع عَّلَيْهِ صَبْراً
خطاب است از جانب خضر به موسى ، يعنى : حوادثى كه از من سر زد به خاطر رحمت و احسان و تفضّلى بود از جانب پروردگارت نسبت به مساكين صاحب كشتى و پدر و مادر پسر بچهء مقتول و دو يتيم بىپناه . و من آنها را به اطاعت هواى خود و دستور نفسم نكردم .
و « ذلك » اشاره است به علل غائيهء سه گانه كه خضر ، آنها را بيان كرد . و مراد از « ما » ى موصول ، حوادث سه گانه است كه از خضر صادر شد . يعنى اى موسى ، اين سه امرى كه بيان كردم يعنى نجات صاحبان كشتى از فقر ، و والدين پسر ناصالح از كفر ، و رسيدن يتيمان به حقّ خود ، مآل و بازگشت و عاقبت آن سه امر است كه به ظاهر زشت و ناروا بود و تو تاب تحمل آنها را نداشتى .
تذكر ( 1 ) : در اين چهار آيهء اخير كه خضر در مقام بيان علل غائيهء سه كار خود بود حادثهء اول را كه تخريب و عيبدار كردن كشتى است به خود نسبت داده ، زيرا نسبت آن جز به خويش صحيح نبود . و حادثهء دوم را به خود و خداوند نسبت داده ، زيرا اين حادثه عبارت بود از تبديل فرزند به فرزند ديگر كه با اعدام اول و ايجاد دوم محقق مىشود ؛ اعدام را خضر و ايجاد را خدا انجام داد . و حادثهء سوم ، رشد يتيمان و رسيدن به حقّشان بود كه تنها به دست خدا انجام گرفت .
تذكر ( 2 ) : در قرآن مجيد از اوصاف و حالات خضر جز آنچه در اين سوره و در اين
تفسير روان (فارسى) — صفحة 432
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٤٣٢