تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
تفسير : أَمَّا السَّفِينَةُ فَكَانَتْ لِمَسَاكِينَ يَعْمَلُونَ فِى الْبَحْرِ فَأَرَدتُّ أَنْ أَعِيبَهَا وَكَانَ وَرَاءَهُم مَّلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْباً يعنى : اما آن كشتى كه سوراخ و معيوبش كردم از آنِ عده‌اى كارگر فقير بود كه بدان وسيله در دريا كار مىكردند ، من خواستم طبق دستور غيبى آن را عيب‌دار كنم ، و پشت سر آن مسكينان « 1 » يا جلو روى آنها سلطان ستمكارى بود كه هر كشتى سالمى را به غصب مىگرفت . غرض آن‌كه تأويل و بازگشت و سرانجام تخريب كشتى كه سبب اضرار به صاحب مال و به ظاهر حرام است اين است كه سبب دفع اضرار بزرگ‌تر و خروج خود كشتى از دست آنها و متلاشى شدن زندگى همهء آنها بود و كسى را اطلاع از اين آينده نبود . وَأَمَّا الْغُلَامُ فَكَانَ أَبَوَاهُ مُؤْمِنَيْنِ فَخَشِينَا أَن يُرْهِقَهُمَا طُغْيَاناً وَكُفْراً يعنى : و اما آن نوجوان كه كشتم ، پدر و مادر او مؤمن بودند يعنى به توحيد و اصول عقايد و كتاب و شريعت عصر خود گرويده بودند ، ما ترسيديم كه آن پسر پدر و مادر خود را بر طغيان و كفر وادار سازد و بدين جهت او را كشتم . معلوم باد كه مراد از ضمير جمع « خشينا » خداوند و بندهء او خضر است ، و مراد از « خشيت » معناى حقيقى آن نيست يعنى حالت تأثر و اضطراب قلبى كه در خداوند محال است ، بلكه مراد ترتيب آثار خشيت است يعنى كارى فراهم كرديم كه والدين او به طغيان و كفر نيفتند ، زيرا شخص قادر حكيم در مظنّهء ترس از چيزى اقدام عملى به پيشگيرى مىكند . « 2 » فَأَرَدْنَا أَن يُبْدِلَهُمَا رَبُّهُمَا خَيْراً مِّنْهُ زَكَاةً وَأَقْرَبَ رُحْماً
هامش
( 1 ) . يعنى در تعقيب آنان . ( 2 ) . براى توجيه اين عمل و اشكالى كه به عنوان قصاص قبل از جنايت وارد مىشود ، به تفاسير مفصل‌تر مراجعه شود .