قَالَ ذلِكَ مَا كُنَّا نَبْغِ فَارْتَدَّا عَلَى آثَارِهِمَا قَصَصاً « 64 » فَوَجَدَا عَبْداً مِنْ عِبَادِنَا آتَيْنَاهُ رَحْمَةً مِنْ عِندِنَا وَعَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْماً « 65 »
لغت و اعراب :
بغى - از باب ضَرَب - : طلب كرد . ما كنّا نبغ بهتقدير « علامة ماكنّا نبغ « 1 » » . ارتداد : بازگشتن .
قَصَّ أثرَه - از باب نَصَر - : به تدريج دنبال او رفت ، و قصصاً بهتقدير « يقصّان قصصاً » .
تفسير :
قَالَ ذلِكَ مَا كُنَّا نَبْغِ فَارْتَدَّا عَلَى آثَارِهِمَا قَصَصاً
يعنى : موسى گفت : آنچه گفتى نشانهء همان هدف است كه ما مىطلبيديم . يعنى حادثهء ماهى و زنده شدن و در آب افتادنش نشانهء رسيدن ما به مطلوب بوده و گويى خداوند از پيش به موسى خبر داده بود كه علامت وصول به هدف شما حادثهء ماهى است . پس هر دو روى علايم و نشانههاى راهى كه آمده بودند بازگشتند كه مبادا راه را گم كنند . و نتيجه اينكه اگر در همان محل استراحت مىماندند يا اندكى در اطراف جستجو مىكردند عبد صالح الهى را مىيافتند .
فَوَجَدَا عَبْداً مِنْ عِبَادِنَا آتَيْنَاهُ رَحْمَةً مِنْ عِندِنَا وَعَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْماً
يعنى : چون بدانجا بازگشتند بندهاى از بندگان ما را يافتند كه او را رحمتى از جانب خود داده بوديم و علم و دانشى از سوى خويش آموخته بوديم .
گفته شده كه آن بندهء مورد عنايت خداوند خضر پيامبر يا الياس نبى بوده كه هر دو از پيامبران الهى بودند و از روز تولد تا آن روز زنده بودند و تا امروز نيز زندهاند و شايد تا آخر دنيا نيز زنده باشند . و مراد از رحمت اعطا شدهء به او مقام شامخ نبوت و ولايت و
هامش
( 1 ) . نبغ در اصل نبغى بوده ، ياء آن به جهت تخفيف حذف شده است .