لغت و اعراب :
غداء : صبحانه . نَصَب مصدر است به معناى رنج و درد . أوى الى البيت : فرود آمد و جاى گزيد در آن . صخره : سنگ سخت و خارا . أن أذكره بدل است از ضمير مفعول أنسانيه ، به تقدير « أنسانى ذكره » . و هاء أنسانيه ضمير منصوب است و غالباً به كسر استعمال مىشود و گاهى به ضم خوانده مىشود مانند بِما عاهَدَ عليهُ اللَّهَ . عجباً يعنى اتّخاذاً عجيباً يا سبيلًا عجيباً .
تفسير :
فَلَمَّا جَاوَزَا قَالَ لِفَتَاهُ آتِنَا غَدَاءَنَا لَقَدْ لَقِينَا مِن سَفَرِنَا هذَا نَصَباً
يعنى : پس چون آن دو نفر از محل استراحت خود گذشتند و مسافتى را پيمودند كه گفته شده آن شب را تا صبح راه رفتند ، موسى كه سخت گرسنه شده بود به جوانش گفت :
صبحانهمان را بياور تا بخوريم كه حقّاً ما از اين سفرمان بسيار ناراحتى و رنج برديم .
( گفتهاند كه موسى در هيچ سفرى آنگونه خسته و رنجور نشده بود ، نه در سفر فرار از مصر تا مدين و نه از پيش قوم خود تا كوه طور ) .
قَالَ أَرَأَيْتَ إِذْ أَوَيْنَا إِلَى الصَّخْرَةِ فَإِنِّى نَسِيتُ الْحُوتَ وَمَا أَنْسانِيهُ إِلَّا الشَّيْطَانُ أَن أَذْكُرَهُ
يعنى : جوان موسى به وى گفت : آگاه باش « 1 » آنگاه كه ما روى آن سنگ خارا استراحت كرديم من ماهى را يعنى تذكر دادن حادثهء ماهى را ، فراموش كردم و جز شيطان نبود كه آن را از ياد من برد و نگذاشت به تو يادآورى كنم .
وَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِى الْبَحْرِ عَجَباً
يعنى : و حادثه اين است كه ماهى در جلو چشمم زنده شد و راه خود را در دريا پيش گرفت به حركت عجيبى و راه عجيبى . حركت عجيب آنكه ماهىِ مرده و پخته دفعتاً جان گرفت و روانهء دريا شد ؛ و راه عجيب آنكه به هر سو مىرفت در آب دريا به دنبال او كانالى در حد جسمش توليد مىشد و باقى مىماند .
هامش
( 1 ) . آيا به ياد دارى ؟