و چون به مجمعالبحرين و تلاقى دو دريا رسيدند ندانستند همانجا مقصد موعود است ، از اينرو آنجا اندكى درنگ نمودند . و محتمل اين است كه موسى مشغول عبادت و يا خواب و استراحت شد و جوانش مشغول تهيهء غذا ، و چون ماهى را از زنبيلى كه از ليف خرما بافته شده بود بيرون آورد و در نزديكى دريا روى سنگى گذاشت ماهى ، خود به حركت آمد و يا موج دريا او را حركت داد و بالأخره زنده شد و در آب دريا فرو رفت و پس از آن موسى و همراهش بدون توجه به غذا و به شوق ديدار استاد به راه افتادند .
معناى آيه : پس چون آن دو نفر به محل تلاقى دو دريا رسيدند ماهىِ خود را فراموش نمودند ، يعنى موسى وقت غذا و خوردن ماهى را و همراهش اخبار از حادثهء واقع شده و زندهشدن ماهى و فرورفتن در آب دريا را فراموش كرد . و معناى « فاتّخذ سبيله » اين است كه در آن هنگام و زمان مكث و درنگِ آنها و در آن مكان ماهى راه خود را در دريا پيش گرفت و در جلو چشم يوشع همانند فرو شدن حشرات در سوراخ خود و اشخاص در كانالها و قطار در تونلها ، در دريا فرو شد .
محتمل است غفلت يوشع از امر عجيب ماهى كه بدون اخبار آن به موسى به راه افتادند اين بوده كه او خود پيامبر و پيرو پيامبر ديگر بود و ظهور معجزات در نزد او امر غيرعادى نبوده كه وحشتزده شود و از يادش نرود . و ممكن است شوق ديدار استاد اعلم و تحصيل دانش در محضرش هر دو را از حال عادى بيرون كرده ، محل اقامت و غذاى خود را فراموش كردند .
فَلَمَّا جَاوَزَا قَالَ لِفَتَاهُ آتِنَا غَدَاءَنَا لَقَدْ لَقِينَا مِن سَفَرِنَا هذَا نَصَباً « 62 » قَالَ أَرَأَيْتَ إِذْ أَوَيْنَا إِلَى الصَّخْرَةِ فَإِنِّي نَسِيتُ الْحُوتَ وَمَا أَنْسانِيهُ إِلَّا الشَّيْطَانُ أَن أَذْكُرَهُ وَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ عَجَباً « 63 »
تفسير روان (فارسى) — صفحة 421
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٤٢١