تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
لغت و اعراب : لاأبرح از افعال ناقصه است به معناى پيوسته ، يعنى پيوسته مىروم تا به مقصد برسم . حُقُب : هشتاد سال و بيشتر ، دهر و روزگار . حوت : ماهى و غالباً به ماهى بزرگ گفته مىشود . سَرَب : لانهء زيرزمينى حيوانات و هر نقب زيرزمينى كه بن‌بست باشد « 1 » . و سرباً مفعول مطلق است أى سَرَب سَرَباً .

[ داستان موسى و خضر ]

تفسير : وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِفَتَاهُ لَا أَبْرَحُ حَتَّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَيْنِ أَوْ أَمْضِيَ حُقُباً يعنى : و به ياد آر زمانى را كه موسى به جوانش گفت « 2 » : من هرگز از رفتن بازنايستم تا به محل تلاقى دو دريا برسم و يا آن‌كه روزگارى سير كنم ، يعنى مقدار زمانى سير كنم كه عمرم سپرى شود . بايد دانست كه مقتضاى ظاهر كلمهء موسى كه به قيدى مقيد نشده و صريح روايات اهل‌بيت عليهم السلام اين است كه مراد از موسى در اين‌جا موسى بن عمران برادر مادرى هارون ، از پيامبران اولواالعزم و پيامبر بزرگ بنىاسرائيل و صاحب بزرگ‌ترين كتاب آسمانى يعنى تورات است . و مراد از جوان او يوشع بن نون وصى اوست و انتخاب او براى رفاقت شايد بدان‌جهت بوده كه هارون رحلت كرده بود . و عالمى كه موسى و جوانش سراغ او رفتند و خدا او را ستوده خضر مشهور بوده با عمرى طولانى كه هنوز هم به قدرت بالغهء الهى زنده و در سطح كرهء زمين سيّار است ، و محتمل است الياس نبى باشد كه هر دو از معمَّرين پيامبران‌اند كه پس از ظهور مهدى موعود منجى عالم بشريت ( أرواحنا فداه ) در حضور او خواهند بود . و مراد از مجمع دو دريا طرف شرقى درياى روم و طرف غربى درياى فارس است . فَلَمَّا بَلَغَا مَجْمَعَ بَيْنِهِمَا نَسِيَا حُوتَهُمَا فَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِى الْبَحْرِ سَرَباً در تفاسير آمده كه آنها براى سفر خود ماهى پخته و نمك سود تهيه كرده بودند
هامش
( 1 ) . كه غيرقابل نفوذ باشد . ( 2 ) . مراد از جوان ، شاگرد و همراه است .