محل اجتماع آنها از شهر و روستا .
تفسير :
[ مهلتدهى خداوند ]
وَرَبُّكَ الْغَفُورُ ذُو الرَّحْمَةِ لَوْ يُؤَاخِذُهُم بِمَا كَسَبُوا لَعَجَّلَ لَهُمُ الْعَذَابَ بَل لَهُم مَوْعِدٌ لَّن يَجِدُوا مِن دُونِهِ مَوْئِلًا
سخن در اين آيه دربارهء مشركان مكّه است كه از هيچ معارضه و انكار و عنادى فروگذار نكردند .
يعنى : اى پيامبر ، پروردگار تو بسيار آمرزنده و صاحب رحمت است ، اگر مىخواست آنها را در برابر آنچه كسب كردهاند از عقايد باطل و عملهاى زشت و مبارزه و معارضهء با تو در دنيا مؤاخذه و مجازات كند بىترديد در عذاب آنها تعجيل مىورزيد و مهلتشان نمىداد . و لكن در حق آنها شتاب ندارد بلكه آنان را وعدهگاهى است ، يعنى مثل روز بدر و روز رستاخيز ، كه در آن روز آنها هرگز احدى را غير از خدا ملجأ و پناه نمىيابند .
وَتِلْكَ الْقُرَى أَهْلَكْنَاهُمْ لَمَّا ظَلَمُوا وَجَعَلْنَا لِمَهْلِكِهِم مَوْعِداً
سوق آيه مفيد اين است كه مهلت دادن به طغيانگران قريش امرى عجيب و بىسابقه نيست بلكه سنّت جارى ما بر اين است كه ستمكاران و طاغيان را طبق اقتضاى حكمت و نظام اتّم آفرينش مدتى مهلت دهيم و پس از آن مؤاخذه كنيم .
معناى آيه : و آن مجتمعات از مردم را كه در اعصار پيشين گذشتند مانند قوم نوح و هود و صالح هنگامى كه ستم كردند ، يعنى به وسيلهء ردّ رسولان ما و عناد و اصرار در انكار و تكذيبشان به خودشان و به آنها ستم كردند ، همه را هلاك و نابود كرديم و براى هلاكت آنها وعدهگاه زمانى قرار داده بوديم .
وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِفَتَاهُ لَا أَبْرَحُ حَتَّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَيْنِ أَوْ أَمْضِيَ حُقُباً « 60 » فَلَمَّا بَلَغَا مَجْمَعَ بَيْنِهِمَا نَسِيَا حُوتَهُمَا فَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ سَرَباً « 61 »