يعنى : به حقيقت ما در اين قرآن از هر مَثَل ( يعنى هرگونه مطلبى كه مردم در دين و دنياى خويش نيازمند آن اند نظير مسائل توحيد و معاد و اصول و فروع دينى و معارف اخلاقى و پند و اندرز و ارشاد و ترغيب و غيره ) با بيانى مختلف و به نحو مكرر و گوناگون آورديم ، ولى انسان ، بيش از هر چيزى مخاصمهكننده و ستيزهگر است . يعنى طبيعت و غريزه و عادتش اين است كه لجاجت ورزد و حقايق را رد كند .
وَمَا مَنَعَ النَّاسَ أَن يُؤْمِنُوا إِذْ جَاءَهُمُ الْهُدَى وَيَسْتَغْفِرُوا رَبَّهُمْ إِلَّا أَن تَأْتِيَهُمْ سُنَّةُ الْأَوَّلِينَ أَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذَابُ قُبُلًا
يعنى : چيزى مردم را مانع نشد از اينكه به خدا ايمان آورند و از پروردگار خود آمرزش طلبند آنگاه كه هدايت الهى به آنها رسيد جز اينكه خواستند سنّت جاريهء خدا دربارهء پيشينيان به آنها برسد يا عذابى روياروى به سوى آنها بيايد .
مراد ، اينكه مردم قريش همانند طاغيان و مجرمان گذشتهء تاريخاند كه هيچگاه به اراده و اختيار خود و با تأمل در معجزاتِ عرضه شده ايمان نمىآورند تا آنكه سنّت خدا دربارهء طاغيان امتهاى گذشته مانند هلاكت دستهجمعى به غرق و زلزله و صيحهء آسمانى و باد سَموم و سنگباران دربارهء آنها جارى شود كه گويى منتظر آن اند و آن را مىطلبند ، و يا عذاب روياروى به آنان برسد مانند عذاب كفّار در جنگ بدر .
وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَيُجَادِلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالْبَاطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ وَاتَّخَذُوا آيَاتِي وَمَا أُنذِرُوا هُزُواً « 56 » وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ بِآيَاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهَا وَنَسِيَ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ إِنَّا جَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْراً وَإِن تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدَى فَلَن يَهْتَدُوا إِذاً أَبَداً « 57 »
تفسير روان (فارسى) — صفحة 416
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٤١٦