تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
عنوان جيره و سهميه به شما مىدهند به دستتان نمىرسد مگر آن كه پيش از رسيدن آن ، من تأويل آن طعام را يعنى شرح و تعيين مصداق و كم و كيف آن را به شما اطلاع مىدهم ( و اين نظير آن است كه عيسى فرمود : وَأُنَبِّئُكُم بِمَا تَأْكُلُونَ [ آل‌عمران ، 49 ] ) و يا آن كه گفت : پيش از آمدن سهميهء طعام ، تأويل و تعبير خوابتان را خبر مىدهم ، و اين امر از آن چيزهايى است كه پروردگارم به من آموخته است . إِنِّى تَرَكْتُ مِلَّةَ قَوْمٍ لَّا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَهُم بِالْآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ يوسف در اين آيه اشاره كرده به حال دولت مصر و مردم محيط و به اين كه آنها نه به مبدأ ايمان دارند و نه به معاد ، زيرا هرچند مشركان مصر مانند غير آنها به اصل مبدأ معتقد بودند و به معاد نيز به نحو تناسخ عقيده داشتند ، لكن خدايى كه براى او شريكانى از جمادات قرار دهند خدا نيست ، و معادى كه به نحو تناسخ باشد يعنى ارواح مردگان « 1 » در اجساد ديگرى وارد دنيا شده ، منعّم و معذّب گردد معاد نيست . و يوسف به ترك اين عقايد تصريح نمود . معناى آيه : حقيقت اين است كه من آيين گروهى را كه به خدا ايمان نمىآورند و به آخرت و روز واپسين نيز كافرند ، رها كرده‌ام . وَاتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبَائى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ يعنى : و من از دين و شريعت پدرانم ابراهيم و اسحاق و يعقوب پيروى كرده‌ام . يعقوب پدر يوسف ، اسحاق جدّ اول و ابراهيم جد دوم او است و به اجداد هم پدر گفته مىشود . و دين يوسف همان شريعت ابراهيم خليل است كه تا زمان موسى بن عمران باقى بود و همهء پيامبران در اين فاصله موظف به اتخاذ و ابلاغ آن بودند . مَا كَانَ لَنَا أَن نُّشْرِكَ بِاللَّهِ مِن شَىْءٍ ذلِكَ مِن فَضْلِ اللَّهِ عَلَيْنَا وَعَلَى النَّاسِ وَلكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَشْكُرُونَ يعنى : و هرگز براى ما خانوادهء توحيد نسزد و عقلًا سزاوار نباشد كه با خداوند چيزى را شريك سازيم ، يعنى خواه بتان باشد يا ستارگان يا برخى از بندگان صالح او . و « ذلك » اشاره است به توحيد و نفى شرك ؛ يعنى اين نعمت از فضل خدا بر ما خاندان ابراهيم و بر
هامش
( 1 ) . تناسخ به معناى تعلق ارواح پس از مرگ به اجساد ديگر در همين دنياست نه در عالم آخرت .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 41 | الشيخ علي المشكيني