است . يعنى در امثال چنين حادثه و موارد شدت و اضطرارى كه انسان در كار عاجز ماند تولّى امر و سرپرستى و يارى و دادرسى از آنِ خداوندِ به حق است نه شريكان باطل از بتهاى جماد و غيره و اسباب و وسايل ظاهرى . آرى اوست كه از نظر دادن پاداش نيكو و از نظر عاقبت طاعت و تسليمِ در مقابلش بهتر است .
[ حكايت زندگى دنيا ]
وَاضْرِبْ لَهُم مَثَلَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَاءٍ أَنزَلْنَاهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِيماً تَذْرُوهُ الرِّيَاحُ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ مُقْتَدِراً « 45 » الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِينَةُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَالْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَواباً وَخَيْرٌ أَمَلًا « 46 »
لغت و اعراب :
هَشَمَ الشىءَ - از باب ضَرَب - : شكست و خرد كرد آن را . ذَرَى الريحُ الترابَ - از باب نَصَر - : پراكنده و متفرق نمود آن را . أصبح يعنى صارَ . كماءٍ خبر مبتداى محذوف بهتقدير « هى كماءٍ » . أَمَلَه - از باب نَصَر - : آرزو كرد آن را ، و أمل اسم مصدر است به معناى آرزو . بنون جمع ابن است ولى غالباً اعم از پسر و دختر است .
تفسير :
وَاضْرِبْ لَهُم مَثَلَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَاءٍ أَنزَلْنَاهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِيماً تَذْرُوهُ الرِّيَاحُ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ مُقْتَدِراً
يعنى : اى پيامبر ، زندگى دنيا را مَثَل بزن و آن را تشبيه كن به آبى كه از آسمان يعنى از ابرهاى بالاى سرشان فرو ريزيم و زمين را سيراب كنيم و به وسيلهء آن روييدنىها از گياهان و علفيات رشد كند و بالا آيد و متراكم و درهم گردد به گونهاى كه روى زمين ، سرسبز و خرم و پوشيده شود ، و پس از گذشتن فصل رويش و اوقات طراوت ، همهء گياهان