تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
لغت و اعراب : احيط بطائفة فلان : محاط هلاكت شدند « 1 » و نابود گشتند . أصبح : صارَ و شَرَع . خَوَى البيتُ - از باب ضَرَب - : سقوط كرد و ويران شد . عروش جمع عرش : سقف خانه و غيره . وَلَى الشىءَ و على الشىءِ - از باب ضَرَب - : قيام كرد به آن كار و سرپرستى نمود آن را ، يارى نمود . ولايت به فتح و كسر . هنالك ( در اين‌جا ) : اشاره به هلاكت و تلف . للَّه‌الحقّ ، الحقّ صفت اللَّه . عُقْب و عاقبت و عُقبى مترادف‌اند . تفسير : وَأُحِيطَ بِثَمَرِهِ فَأَصْبَحَ يُقَلِّبُ كَفَّيْهِ عَلَى ما أَنفَقَ فِيهَا وَهِىَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا وَيَقُولُ يَا لَيْتَنِى لَمْ أُشْرِكْ بِرَبِّى أَحَداً يعنى : چند صباحى نگذشت كه مورد غضب خدا قرار گرفت و محصول باغ ( به وسيلهء صاعقهء آسمانى و باد سموم و تگرگ شديد ) نابود گشت ، و چون صاحبش آمد و بدان نگريست ، از شدت تأسف و پشيمانى و از خشم و اندوه آن‌چنان شد كه شروع كرد به ماليدن دو دست به يكديگر براى آنچه در راه اصلاح و تربيت آن هزينه كرده بود ، و باغ در حالى بود كه ديوارهايش روى سقف‌ها فرو ريخته بود ، يعنى از شدت حادثه نخست سقف اطاق‌ها و انبارها و داربست‌ها فرود آمده سپس ديوارها و داربست‌ها روى آن فرو ريخته بود . و او از روى حسرت و ناراحتى پيوسته مىگفت : اى كاش احدى را با پروردگار خود شريك نمىساختم ! يعنى اسباب و وسايل ظاهرى را مؤثر مستقل در برابر خدا نمىدانستم . و محتمل است اين ندامت از راه توبه باشد و او ايمان آورده باشد . وَلَمْ تَكُن لَّهُ فِئَةٌ يَنصُرُونَهُ مِن دُونِ اللَّهِ وَمَا كَانَ مَنتَصِراً هُنَالِكَ الْوَلَايَةُ للَّهِ الْحَقِّ هُوَ خَيْرٌ ثَوَاباً وَخَيْرٌ عُقْباً يعنى : و او را در آن حال شكست و اضطرار غير خدا گروهى نبود كه او را يارى دهند و خود نيز نمىتوانست خود را يارى دهد . در اين‌جاست كه ولايت از آنِ خداى بر حق
هامش
( 1 ) . يعنى هلاكت بر آنان احاطه كرد .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 408 | الشيخ علي المشكيني