تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
تفسير : وَلَوْلَا إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَكَ قُلْتَ مَا شَاءَ اللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ يعنى : مرد مؤمن به او گفت : چرا تو آن‌گاه كه وارد باغ خود شدى و آن رشد و طراوت و محصولات فراوان آن را ديدى ماشاءاللَّه نگفتى ؟ يعنى همهء اينها را خدا خواسته و آنچه او بخواهد شدنى است . و چرا نگفتى : هيچ قوه‌اى نيست مگر به ارادهء خداوند . يعنى هيچ نيروى محرك و علل و اسبابى در جهان تكوين نيست جز آن‌كه تحت مشيّت اوست و به ارادهء او تأثير مىبخشد كه از آن جمله علل و اسباب اين مورد است از قبيل نيروى رويش زمين و رشد و نمو گياهان و تابش خورشيد و وزش نسيم كه دست به دست هم داده و محصول را به وجود آورده‌اند . إِن تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنكَ مَالًا وَوَلَداً فَعَسَى رَبِّى أَن يُؤْتِيَنِ خَيْراً مِن جَنَّتِكَ وَيُرْسِلَ عَلَيْهَا حُسْبَاناً مِنَ السَّماءِ فَتُصْبِحَ صَعِيداً زَلَقاً أَوْ يُصْبِحَ مَاؤُهَا غَوْراً فَلَن تَسْتَطِيعَ لَهُ طَلَباً يعنى : اگر مرا چنين مىبينى كه از نظر مال و ثروت و اولاد و ارحام از تو كمترم باكى نيست ، اميد است كه پروردگارم باغى بهتر از باغ تو ( يعنى در دنيا يا در آخرت يا در هر دو به پاداش ايمان و تسليم و طاعت ) به من عنايت كند ، و بر سر باغ تو به سزاى انكار معاد و رستاخيز ، تيرهاى غضب خود را به شكل تگرگ و صاعقه و سيل و بادهاى سَموم و سوزان از آسمان فرو ريزد ، پس به ناگاه بنگرى كه باغت به صورت زمينى خالى از گياه و ميوه درآمده و از هموارى همانند لغزشگاه گشته است . يا آن‌كه آبِ سرتاسر باغت به كلى فرو رفته و خشكيده است و هرگز توان جستجوى آب را نداشته باشى . وَأُحِيطَ بِثَمَرِهِ فَأَصْبَحَ يُقَلِّبُ كَفَّيْهِ عَلَى ما أَنفَقَ فِيهَا وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا وَيَقُولُ يَا لَيْتَنِي لَمْ أُشْرِكْ بِرَبِّي أَحَداً « 42 » وَلَمْ تَكُن لَّهُ فِئَةٌ يَنصُرُونَهُ مِن دُونِ اللَّهِ وَمَا كَانَ مَنتَصِراً « 43 » هُنَالِكَ الْوَلَايَةُ للَّهِ الْحَقِّ هُوَ خَيْرٌ ثَوَاباً وَخَيْرٌ عُقْباً « 44 »