لغت و اعراب :
سنين جمع سنة ، بدل « 1 » از ثلاث مائة است . أبصر به و أسمع فعل تعجباند ، يعنى چه بينا و چه شنواست ! حكم : قضاوت ، حاكميت . ملتحد : پناهگاه از التحد الى اللَّه : پناهنده شد به خدا .
تفسير :
وَلَبِثُوا فِى كَهْفِهِمْ ثَلَاثَ مِائَةٍ سِنِينَ وَازْدَادُوا تِسْعاً
يعنى : و آنها در غارشان سيصد سال ( در خواب گرانى كه بر آنها مسلّط نموديم ) درنگ كردند و نُه سال نيز بر آن افزودند . يعنى آنها سيصد سال قمرى در خواب بودند و نُه سال قمرى ديگر بر آن افزودند تا سيصد سال شمسى شود . و نسبت افزودن به آنها مَجاز است و گرنه فزونى به اراده و اختيار خدا بود . و اين جمله اشاره به بيان واقع سرگذشت است در مقابل اختلاف اهل كتاب كه برخى سيصد سال و برخى سيصد و نه سال گفتهاند ، و نيز اشاره به اختلاف ميان سالهاى قمرى و شمسى است .
قُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا لَبِثُوا لَهُ غَيْبُ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ أَبْصِرْ بِهِ وَأَسْمِعْ
يعنى : اى پيامبر ، خداوند به مقدار درنگ آنها در غار از همه كس داناتر است . زيرا به هدايت او بدانجا آمدند و به مشيّت حتمى او در آنجا آرميدند و به ارادهء تكوينى او آن مدت مديد را در خواب گران خفتند ، پس چگونه عالمتر نباشد ؟ ! غيب آسمانها و اين زمين از آنِ اوست . يعنى آنچه از اجزاى آسمانها و زمين كه عالم بزرگ و جهان ناميده مىشود در پردهء غيب است و از حواس ظاهرى و باطنى هر ذىشعورى نهان است همانند حاضرها از آنِ خداست ، يعنى در تحت سلطه و احاطهء وجودى و توانى و علمى اوست . وه كه خداوند چه بينا و چه شنواست !
مَا لَهُم مِن دُونِهِ مِن وَلِىٍّ وَلَا يُشْرِكُ فِى حُكْمِهِ أَحَداً
هامش
( 1 ) . يا عطف بيان .