مىاندازند ، يعنى به ظنّ و گمان سخن مىگويند . و گروهى خواهند گفت كه آنها هفت نفرند و هشتمى آنها سگشان است . بگو كه پروردگار من به شمار آنها داناتر است ؛ عدد آنها را جز اندكى كسى نمىداند . مراد از اندك ممكن است عدهاى از متخصصين تورات و انجيل باشند كه از ملاحم آن دو كتاب به دست آوردهاند ، و نيز برخى از مسلمين باشند كه از پيامبر اسلام فرا گرفتهاند .
بايد دانست كه اين آيه ظهور دارد - هر چند به ظهور ضعيف - در اين كه قول سوم نزديك به صحت است ، زيرا ظهور دارد كه محتملات و اقوال ، بيش از سه تا نيست ، و چون دو قول اول رجم به غيب است ، پس قول اخير درست است .
فَلَا تُمَارِ فِيهِمْ إِلَّا مِرَاءً ظَاهِراً وَلَا تَسْتَفْتِ فِيهِم مِنْهُمْ أَحَداً
يعنى : اى پيامبر ، دربارهء اصحاب كهف با آنان گفتگو و جدال مكن مگر جدال ظاهرى .
يعنى به مقدارى كه قرآن مىگويد بسنده كن و به تعمق و تحقيق بيشترى نپرداز . و دربارهء اصحاب كهف از احدى از مشركان نظرخواهى مكن ، زيرا آنها جز حدس و گمان و تقليد باطل از گذشتگان حرفى ندارند .
وَلَا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فَاعِلٌ ذلِكَ غَداً « 23 » إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ وَاذْكُر رَّبَّكَ إِذَا نَسِيتَ وَقُلْ عَسَى أَن يَهْدِيَنِ رَبِّي لِأَقْرَبَ مِنْ هَذَا رَشَداً « 24 »
لغت و اعراب :
لشىء بهتقدير « لأجل فعل تقصده » . الّا أن يشاء اللَّه ، استثناى از لا تقولنّ است ، به تقدير « لا تقولنّ فى حالٍ الّا مقروناً « 1 » بقول ان شاء اللَّه » . لأقرب من هذا رشداً « هذا » اشاره است به تذكر پس از نسيان . و « رشداً » مفعول مطلق است به معناى هدايت و دلالت . « 2 »
هامش
( 1 ) . الّا حالًا مقروناً .
( 2 ) . يا تميز است براى أقرب .