كيش و آيين خود بازمىگردانند و در اين صورت هرگز رستگار نمىشويد . مراد اين نيست كه مجبور مىكنند ، تا گفته شود كه اكراه و اجبار در اعتقاد قلبى ممكن نيست ، بلكه غرض اين است كه به تدريج و به لطايفالحيل دلهايتان را به سوى بتها بازمىگردانند .
وَكَذلِكَ أَعْثَرْنَا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوا انَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَأَنَ السَّاعَةَ لَا رَيْبَ فِيهَا إِذْ يَتَنَازَعُونَ بَيْنَهُمْ أَمْرَهُمْ فَقَالُوا ابْنُوا عَلَيْهِمْ بُنْيَاناً رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قَالَ الَّذِينَ غَلَبُوا عَلَى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَ عَلَيْهِم مَّسْجِداً « 21 »
لغت و اعراب :
أعثَرَه على الشىءِ : مطلع ساخت او را بر آن ، بهتقدير « أعثَرْنا الناس عليهم » . ساعة : مقدار معينى از زمان ، قيامت . اذ يتنازعون متعلّق است به « اذكر » مقدّر ، ضميرهاى جمع يتنازعون و بينهم راجع است به مردم ، ضمير أمرهم راجع است به اصحاب كهف ، بهتقدير « فى أمرهم » .
فقالوا ابنوا عليهم يعنى قال الناس : ابنوا على أصحاب الكهف .
تفسير :
وَكَذلِكَ أَعْثَرْنَا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَأَنَ السَّاعَةَ لَا رَيْبَ فِيهَا
بر طبق تاريخ ، پس از مرگ دقيانوس طاغوت زمان ، نسيم آزادى بر مردم وزيد و مردم توانستند به پيروى از دعوت انبيا مسلك دينى خود را انتخاب كنند ، و اين آيه در مقام بيان دليل بعث به نفع مؤمنان است ، يعنى : و همانگونه كه آنها را صدها سال خوابانديم سپس بيدار نموديم تا در ميان خود گفتگو كنند و حقايقى بر آنها روشن گردد ، مردم را به حال آنها آگاه ساختيم تا بدانند كه وعدهء رستاخيز خداوند حق است و اينكه در روز قيامت ترديدى نيست . يعنى تفكر نمايند و از اينكه چگونه ارواح آن عده را در مدتى بس طولانى از
تفسير روان (فارسى) — صفحة 392
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٩٢