تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
خوابانديم ، آنان را به نحو اعجاز بيدار كرديم تا از يكديگر پرسش كنند . يعنى بيدار كرديم كه به پرس و جو پردازند و در نتيجه اثر مرور زمان را بر جسمشان ببينند و سقوط طاغوت‌ها و تبادل دولت‌ها را مشاهده كنند تا حقايقى از توحيد و قدرت و عظمت حق بر آنها و قومشان و مجامع ديگرى از آيندگان روشن گردد .

[ حلال‌خورى كهفيان ]

قَالَ قَائِلٌ مِنْهُمْ كَمْ لَبِثْتُمْ قَالُوا لَبِثْنَا يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قَالُوا رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا لَبِثْتُمْ يعنى : گوينده‌اى از آنها كه محتمل است رئيسشان تمليخا باشد گفت : چند مدت درنگ كرده‌ايد ؟ يعنى از وقتى كه وارد غار شديد و خوابيديد زمان خواب تا حال چقدر بوده ؟ گفتند : يك روز يا مقدارى از يك روز . و اين ترديد از آن رو بود كه اول روز وارد غار شدند و خوابيدند و چون بيدار شدند به گمان آن‌كه نزديك غروب است گفتند يك روز ، و چون ديدند از خورشيد چيزى باقى است گفتند پاره‌اى از روز . و بالأخره گفتند : پروردگارتان داناتر به مدت درنگتان است . يعنى از حدس‌هاى خويش در شك و ترديد افتادند و آن بدين‌جهت بود كه غار را غبارآلود و خاكى و مملوّ از حشرات و تارهاى عنكبوت يافتند و چون به وضع جسمى خود متوجه شدند ناخن‌ها را دراز ، موها را بلند و ژوليده و حال خود را فرسوده ديدند و قهراً مقدار مكث را حواله به علم خدا كردند . فَابْعَثُوا أَحَدَكُم بِوَرِقِكُمْ هذِهِ إِلَى الْمَدِينَةِ فَلْيَنظُرْ أَيُّهَا أَزْكَى طَعَاماً فَلْيَأْتِكُم بِرِزْقٍ مِنْهُ وَلْيَتَلَطَّفْ وَلَا يُشْعِرَنَّ بِكُمْ أَحَداً يعنى : به يكديگر گفتند ، يا تمليخا به آن‌ها گفت : يكى از خودتان را با اين درهم يعنى پول‌هاى نقرهء مسكوكى كه همراه خود داشتند به اين شهر بفرستيد ( يعنى شهرى كه از آن گريخته بودند يا شهرى كه از داخل غار ديده مىشد و نامش طرسوس و اكثريت اهلش مجوسى بود ) و بايد بنگرد كدام يك از اهالى آن‌جا از نظر غذا ازكى است يعنى غذايش حلال‌تر يا پاكيزه‌تر است كه روزىتان را از او تهيه كند ، و البته بايد طعام‌آور با مردم ملاطفت و ملايمت نشان دهد و حتماً احدى را از محل شما آگاه نسازد . إِنَّهُمْ إِن يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ يَرْجُمُوكُمْ أَوْ يُعِيدُوكُمْ فِى مِلَّتِهِمْ وَلَن تُفْلِحُوا إِذاً أَبَداً يعنى : بىترديد اگر آنها بر شما آگاه شوند و چيره گردند سنگسارتان مىكنند و يا به