تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
مىكنيم ، آنها را يارى كرديم . وَرَبَطْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ إِذْ قَامُوا فَقَالُوا رَبُّنَا رَبُّ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ لَن نَدْعُوَا مِن دُونِهِ إِلهاً لَقَدْ قُلْنَا إِذاً شَطَطاً يعنى : و ما دل‌هاى آنها را قوى و نيرومند كرديم چنان‌كه بار را با بندها محكم سازند ، آن‌گاه كه آنها عليه تحميل طاغوت كه مردم را به ربوبيت بت‌هاى ساختهء خود دعوت مىكرد و بر آن تحميل مىنمود ، قيام كردند و ( در فكر خود و نيروى عقل و خرد و در ميان انجمن‌هاى پنهانى خويش چنين ) گفتند : پروردگار ما همان پروردگار آسمان‌ها و اين زمين است و هرگز به جز او خدايى را به ربوبيت نخواهيم خواند ، و اگر چنين كنيم و غير او را به خدايى و ربوبيت بخوانيم از حق و حقيقت تجاوز كرده‌ايم و بىترديد كلامى باطل و ناروا گفته‌ايم . و برخى گفته‌اند اين سخن از آنها در مجتمعى از مردم كه طاغوت وقت آنها را امر به عبادت بت‌ها مىكرد صادر شده و علناً در مقابل او به مخالفت قيام كرده‌اند . هؤُلاءِ قَوْمُنَا اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَةً لَّوْ لَا يَأْتُونَ عَلَيْهِم بِسُلْطَانٍ بَيِّنٍ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِباً يعنى : آنها با يكديگر راجع به حال ملت خويش مىگفتند : اين قومِ ما ، جز خداوند و به جاى او خدايانى انتخاب كرده‌اند ( مانند بتان و فرشتگان و برخى از پريان و عباد بشرى ) ، چرا براى اثبات قداست و ربوبيت و صلاحيت پرستش آنان دليل و حجت روشنى نمىآورند ؟ زيرا همهء احكام شريعت از اصلى و فرعى بايد مستند به دليلى محكم و استوار باشد ، پس چه كسى ظالم‌تراست از آن‌كه به خدا دروغ بندد ؟ ! بايد دانست كه مشركان و بت‌پرستان آن عصر بلكه همهء اعصار گذشته خداى اصل را معتقد بودند و او را خالق همهء اشياء مىدانستند و شأن او را بالاتر از اين مىديدند كه عبادت شود و عبادت را مخصوص بتان و همهء ارباب انواع مانند امور فوق مىدانستند كه آنها منصوب از جانب خداى اصل‌اند .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 386 | الشيخ علي المشكيني