لغت و اعراب :
اذ جاءهم متعلق است به « قلنا » ى مقدّر بعد از بيّنات ، و فاسأَل مقول آن است و تقدير « و قلنا له لمّا جاء بنىاسرائيل : اسأل يا موسى عنهم » و يا متعلق است به فاسأل يعنى « اسأل يا محمّد عنهم اذ جاءهم موسى » . بصائر جمع بصيرة : حجّة و ما يبصر به ، حال است از هؤلاء .
مثبور : طرد شده ، هلاك شده .
[ داستان موسى ( ع ) ]
تفسير :
وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى تِسْعَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ
يعنى : و حقيقت اين است كه ما به موسى نُه آيه و نشانهء روشن داديم .
نُه قسم معجزه كه هر يك برهانى بر توحيد و عظمت خدا و حجت و دليلى آشكار بر صدق دعوى نبوت او بود . و اين معجزات عبارت بودند از : عصا ، يد بيضا ، طوفان ، قُمّل ، ملخ ، قورباغه ، خون ، قحطى و كم شدن ميوهجات .
و بايد دانست كه خداوند علاوه بر اينها نشانهها و معجزههاى عجيب و عظيم و روشنى به موسى و قومش عطا كرده بود ، مانند شكافتن رود نيل ، حَجَر معروف مركز انفجار دوازده چشمه ، زنده كردن مردى كشته شده به تماس با اجزاى گاو مذبوح ، زنده كردن هفتاد مدهوش مرده به صاعقهء تجلّى ربّالعالمين بر كوه ، آوردن كتاب عظيمالشأن تورات ، بالا بردن كوه بر سر آنها و نازل كردن منّ و سَلوى در مدت مديدى در تيه « 1 » ، و غير اينها .
فَسْئَلْ بَنِى إِسْرائِيلَ إِذْ جَاءَهُمْ
يعنى : به موسى هنگامى كه به سوى بنىاسرائيل آمد گفتيم كه سؤال و پرس و جو كن از حال آنها يعنى از وضع زندگى و ايام اسارتشان در دست فرعونيان و از وضع دينى و توفيق عمل به شريعت ابراهيمى .
و ممكن است اين جمله مستأنفه و خطاب به پيامبر اسلام باشد . يعنى اى محمّد ، از علماى بنىاسرائيل راجع به زمانى كه موسى به سوى بنىاسرائيل آمد سؤال كن كه مثلًا موسى براى آنها چه آورد و با آنان چه رفتار كرد و با فرعونيان چه رفتار داشت ؟
هامش
( 1 ) . يعنى بيابان .