لغت و اعراب :
من يضلل ضمير مفرد موصول دوم به اعتبار لفظ و ضمير جمع به اعتبار معناست « 1 » . عُمى جمع اعمى : نابينا . بُكم جمع ابكم : گنگ و لال . صُم جمع اصم : كر و ناشنوا . خَبَتِ النارُ - از باب نَصَر - : خاموش شد . سعير : شعله . كلّما خبت جملهء مستأنفه ، و زدناهم سعيراً يعنى زدنا لأجلهم سعير النار . رَفَتَ الشىءَ - از باب نَصَر و ضَرَب - : شكست و خرد كرد آن را .
[ هدايت و گمراهى الهى ]
تفسير :
وَمَن يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَمَن يُضْلِلْ فَلَن تَجِدَ لَهُمْ أَوْلِيَاءَ مِن دُونِهِ
يعنى : و كسى را كه خدا هدايت كند در هر طريق مادى و معنوى ، اوست كه حقيقتاً هدايتيافته است ، و كسى را كه گمراه نمايد يعنى در ضلالت و گمراهى كه خود انتخاب كرده رها سازد ، هرگز براى او جز خداوند « 2 » سرپرست و ياور و كمك پيدا نمىكنى . غرض اينكه مشركان را خدا اضلال كرده پس در فكر آنها مباش و از آنها ببُر و به طمع هدايتشان گام برندار .
[ كيفر و پاسخ به شبههء گمراهان ]
وَنَحْشُرُهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى وُجُوهِهِمْ عُمْياً وَبُكْماً وَصُمّاً مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ كُلَّمَا خَبَتْ زِدْنَاهُمْ سَعِيراً
يعنى : و در روز قيامت آنها را گرد مىآوريم - همه را از قبورشان از سراسر كرهء زمين به سوى مركز حساب و دادگاه الهى جمع مىكنيم - لكن بدين طرز كه همه را در حالى كه كور و گنگ و كرند بر روى صورت بدان سو مىكشيم ، و جايگاه آنها پس از محاكمه دوزخ است ، همان آتش شعلهورى كه هرگاه به خاموشى گرايد و فرو نشيند بر اشتعال و فروزش آن مىافزاييم .
ذلِكَ جَزَاؤُهُم بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا بِآيَاتِنَا وَقَالُوا أَءِذَا كُنَّا عِظَاماً وَرُفَاتاً أَءِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقاً جَدِيداً
يعنى : اين عذاب ، كيفر آنهاست و بدين جهت است كه آنها به آيات ما كفر ورزيدند ، يعنى در برابر آيهها و سورههاى ما در كتاب تدوين و در برابر نشانههاى ما در كتاب تكوين و آفاق و انفس تسليم نشدند و آنها را رد كردند ، و در حال تعجب و ردّ و انكار و
هامش
( 1 ) . ضمير مفرد مربوط به موصول اول « من يهد » به اعتبار لفظ و ضمير جمع مربوط به موصول دوم « من يضلل » به اعتبارمعناست .
( 2 ) . در برابر خداوند .