[ بخل شديد بشر ]
وَجَعَلَ لَهُمْ أَجَلًا لَّا رَيْبَ فِيهِ فَأَبَى الظَّالِمُونَ إِلَّا كُفُوراً
يعنى : و خداوند براى آنها وقتى قرار داده كه شكى در آن نيست ، و لكن اين ستمكاران از همه چيز جز ردّ و انكار امتناع ورزيدهاند .
مراد تهديد آنها به مرگ است ، يعنى حال كه نمىپذيرند بدانند براى همهء آنها مانند ساير جانداران عمرى معين كردهايم كه شكى در انقضاى آن نيست . زيرا از علم ازلى الهى گذشته و در لوح محفوظ مندرج گشته است . و ممكن است مراد از اجل در اينجا مدت درنگ در عالم برزخ يا روز قيامت باشد هر چند آنها قبول نداشته باشند .
قُل لَوْ أَنتُمْ تَمْلِكُونَ خَزَائِنَ رَحْمَةِ رَبِّى إِذاً لَأَمْسَكْتُمْ خَشْيَةَ الأنفَاقِ وَكَانَ الْإِنسَانُ قَتُوراً
آيه در جواب اين است كه در ضمن معجزاتى كه از آيهء 90 به بعد ، مشركان براى پيامبر پيشنهاد نمودند اين بود كه براى ما چشمهء جوشانى در سرزمين مكه درآور يا براى خود خانهاى مملو از طلا احداث كن تا ثروتمند شويم و انفاق كنيم و زكات دهيم .
معناى آيه : اى پيامبر ، به آنان بگو : اگر شما همهء خزاين رحمت پروردگار مرا مالك مىشديد آن هنگام نيز حتماً از ترس آنكه تمام گردد و فقير شويد امساك مىكرديد .
مراد از خزاين رحمت ، روزىهاى گنجينهشده براى بشر نيست ، زيرا خداوند مانند بشر ارزاق را انبار نمىكند ، بلكه مراد روزىها و انبارهاى ارزاق موجود در تحت كلمهء « كُن » است كه بلافاصله « فيكون » آن در پى است . يعنى اگر چنين هم مىشديد بخيل بوديد .
و آدمى ذاتاً بخيل است . يعنى فقر امكانى و نياز طبيعى مقتضاى ذات اوست كه وادارش مىكند به بخل ، هر چند اقتضاى خرد و ايمان و محبت خدا در بندگان صالح او بر اقتضاى طبع غلبه دارد وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ [ حشر ، 9 ] .
وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى تِسْعَ آيَاتٍ بَيِّنَاتِ فَسْأَلْ بَنِي إِسْرائِيلَ إِذْ جَاءَهُمْ فَقَالَ لَهُ فِرْعَوْنُ إِنِّي لَأَظُنُّكَ يَا مُوسَى مَسْحُوراً « 101 » قَالَ لَقَدْ عَلِمْتَ مَا أَنزَلَ هؤُلاءِ إِلَّا رَبُّ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ بَصَائِرَ وَإِنِّي لَأَظُنُّكَ يَا فِرْعَوْنُ مَثْبُوراً « 102 »