تمسخر گفتند : آنگاه كه ما مشتى استخوان و مشتى اجزاى پوسيده گشتيم آيا به راستى به صورت آفريدهء نوينى برانگيخته مىشويم ؟ !
أَوَ لَم يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِي خَلَقَ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضَ قَادِرٌ عَلَى أَن يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ وَجَعَلَ لَهُمْ أَجَلًا لَّا رَيْبَ فِيهِ فَأَبَى الظَّالِمُونَ إِلَّا كُفُوراً « 99 » قُل لَوْ أَنتُمْ تَمْلِكُونَ خَزَائِنَ رَحْمَةِ رَبِّي إِذاً لَأَمْسَكْتُمْ خَشْيَةَ الِأَنفَاقِ وَكَانَ الْإِنسَانُ قَتُوراً « 100 »
لغت و اعراب :
أولم بهتقدير « وألم » است كه همزهء استفهام براى صدارت مقدم شده است . رَأَى الشىءَ - از باب مَنَع - : به چشم يا به دل ديد آن را . أجل : تمام مدت عمر يك موجود يا آخر مدت آن . كُفور : جحود و انكاركردن .
تفسير :
أَوَ لَم يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِى خَلَقَ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضَ قَادِرٌ عَلَى أَن يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ
يعنى : و آيا به ديدهء دل نديدند و ندانستند كه بىترديد آن خدايى كه آسمانها و اين زمين را آفريده قادر و تواناست كه مثل آنها را بيافريند ؟
يعنى كسى كه قدرت آفرينش آسمانهاى باعظمت از كهكشانها تا كرات كوچك را دارد و توان خلق كرهء پهناور زمين با تمام اجناس و اشياء و جانداران آن را دارد كه خود آنها هم جزء آن موجودات هستند مىتواند بدن متلاشىشدهء آنها را از ميان خاك گرد آورد و پيكرى خلق نمايد كه مواد تركيبىاش عين اول و از نظر تجدد صورت پس از انعدام مثل اوست . و اين راجع به جسم اوست و گرنه روان او عين روان دنيوى است كه در عالم برزخ مستقلًا يا در قالب مثالى زندگى مىكرده و در آخرت به قالب اصلى پيوسته است .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 369
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٦٩