تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
لغت و اعراب : ذلكنّ « ذا » اشاره است به يوسف و حرف خطاب مربوط به زن‌هاست . ليكوناً نون جوهر كلمه با نون تأكيد خفيفه جمع شده است و با الف نوشته مىشود . صَبا إليه و صَبا له - از باب نَصَر - : ميل كرد به او و مشتاق او شد . تفسير : قَالَتْ فَذَلكُنَّ الَّذِى لُمْتُنَّنِى فِيهِ يعنى : زن عزيز در خطاب به آنان گفت : اين همان كس است كه مرا دربارهء او ملامت كرديد . اين سخن را زليخا در پاسخ سخنانى مىگويد كه آنها پشت سر وى در مجالس خود گفته‌اند از اعتراض‌ها و سرزنش‌ها و نسبت گمراهى آشكار . و مرادش اين است كه من سال‌ها در يك خانه با او بودم و عاقبت امر و نهايت خطاى من همان است كه شنيديد ، و شما در يك ملاقات اين اندازه خود را باختيد كه دست‌ها را بدان گونه بريديد . وَلَقَدْ رَاوَدتُّهُ عَن نَّفْسِهِ فَاسْتَعْصَمَ وَلَئِن لَّمْ يَفْعَلْ مَا ءَامُرُهُ لَيُسْجَنَنَّ وَلَيَكُوناً مِنَ الصَّاغِرِينَ يعنى : و حال مىگويم : حقيقت اين است كه من از او مطالبهء كام‌جويى كردم و او امتناع ورزيد و خوددارى كرد ، و بىترديد ، اگر به آنچه من به او فرمان مىدهم تن ندهد حتماً در زندان خواهد افتاد و از خوارشدگان خواهد بود . ظاهر آيه اين است كه زن‌هاى حاضر پس از ديدن جمال يوسف و شنيدن عذرهاى زليخا وى را در كارش معذور ديدند و آن مجلس خصوصى پس از اعتراف زليخا به قصد كامجويى و تهديد يوسف به زندان و خوارى ، به كلى از تعارفات افتاد و حجاب‌هاى ترس و خجلت كنار رفت و همه با زليخا همداستان شدند و از يوسف درخواست وصل كردند ، و گويى اين بار زليخاها متعدد گشت و يوسف تنها و درخواست‌ها مكرر .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 37 | الشيخ علي المشكيني