تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
لكن اسباب جذب روح مرد و جلب قلب او را به طرزى گوناگون در زن قرار داده كه مىتواند بر حسب اقتضاى حال به وسايل مختلف مرغ روح مرد را صيد نمايد . يُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هذَا وَاسْتَغْفِرِى لِذَنبِكِ إِنَّكِ كُنْتِ مِنَ الْخَاطِئِينَ يعنى : اى يوسف ، تو از اين قضيه روى برتاب ، و اى زن از گناهت استغفار كن ، كه بىترديد ، تو از اهل گناه و خطا بوده‌اى . ظاهر آيه اين است كه عزيز مصر پس از دقت در حادثه و لحاظ حال يوسف و تحقق گواهى وثوق‌آور ، به حقيقت مطلب پى برده ، يوسف را بىگناه و زليخا را مجرم شناخت و از اين رو در خطابى اعتذارآميز و مهرانگيز از يوسف خواست حادثه را به كسى بازگو نكند ، و در خطابى عتاب‌آميز و توبيخ‌انگيز همسر خود را امر به توبه كرد كه از گناهكاران بود . و مرادش از « گناه » انجام مقدمات عمل زشت ، خيانت به همسر ، ظلم به زيردست ، تهمت ناروا به شخص برى و بىگناه است . و توهّم نشود كه شوهر و زن ، هر دو بت‌پرست بودند و اين امور از محرمات شرعى است و آنها معتقد نبودند ؛ زيرا آنها هرچند بت‌پرست بودند اما هر قومى نكاحى دارد و نيز خيانت و ظلم و تهمت از محرمات عقلى است . و ظاهراً قضيه در همان‌جا خاتمه يافت و پرونده مختومه گشت و دوباره يوسف را به خدمت داخلهء خود گماشت . و گفته‌اند كه : اين علامتِ عدم غيرت عزيز مصر است ، لكن تربيت يافتن زير سايهء بت‌هاى جماد بيش از اين غيرت و انسانيت نمىآورد . وَقَالَ نِسْوَةٌ فِي الْمَدِينَةِ امْرَأَتُ الْعَزِيزِ تُرَاوِدُ فَتَاهَا عَن نَفْسِهِ قَدْ شَغَفَهَا حُبّاً إِنَّا لَنَرَاهَا فِي ظَلالٍ مُبِينٍ « 30 » فَلَمَّا سَمِعَتْ بِمَكْرِهِنَّ أَرْسَلَتْ إِلَيْهِنَّ وَأَعْتَدَتْ لَهُنَّ مُتَّكَأً وَآتَتْ كُلَّ وَاحِدَةٍ مِنْهُنَّ سِكِّيناً وَقَالَتِ اخْرُجْ عَلَيْهِنَّ فَلَمَّا رَأَيْنَهُ أَكْبَرْنَهُ وَقَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ وَقُلْنَ حَاشَ لِلَّهِ مَا هذَا بَشَراً إِنْ هذَا إِلَّا مَلَكٌ كَرِيمٌ « 31 »
تفسير روان (فارسى) — صفحة 34 | الشيخ علي المشكيني