تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
وَمَا مَنَعَ النَّاسَ أَن يُؤْمِنُوا إِذْ جَاءَهُمُ الْهُدَى إِلَّا أَن قَالُوا أَبَعَثَ اللَّهُ بَشَراً رَسُولًا « 94 » قُل لَوْ كَانَ فِي الْأَرْضِ مَلَائِكَةٌ يَمْشُونَ مُطْمَئِنِّينَ لَنَزَّلْنَا عَلَيْهم مِنَ السَّماءِ مَلَكاً رَسُولًا « 95 » قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ إِنَّهُ كَانَ بِعِبَادِهِ خَبِيراً بَصِيراً « 96 » تفسير : وَمَا مَنَعَ النَّاسَ أَن يُؤْمِنُوا إِذْ جَاءَهُمُ الْهُدَى إِلَّا أَن قَالُوا أَبَعَثَ اللَّهُ بَشَراً رَسُولًا اين آيه در رد اعتقاد مشركان مكه است كه به پيروى از عقايد وثنيّين مىگفتند فرستادگان خدا براى بشر بايد فرشته باشند و افراد بشر صلاحيت اصلاح حال خود را ندارند چه رسد به حال جامعه . معناى آيه : و چيزى مردم را از گذشتهء زمان تا حال جلوگير از ايمان به پيامبران نشد جز آن‌كه با تعجب و انكار گفتند : آيا خداوند بشرى را به عنوان رسالت فرستاده است ؟ ! يعنى معتقد بودند كه رسول بايد مَلَك باشد . قُل لَوْ كَانَ فِى الْأَرْضِ مَلَائِكَةٌ يَمْشُونَ مُطْمَئِنِّينَ لَنَزَّلْنَا عَلَيْهم مِنَ السَّماءِ مَلَكاً رَسُولًا يعنى : اى پيامبر ، در پاسخ به شبههء آنها بگو : اگر در روى زمين فرشتگانى بودند كه آن‌جا را مسكن گزيده با آرامش رفت و آمد داشتند ، البته براى آنها فرشته‌اى به رسالت مىفرستاديم . غرض آن‌كه فرستادهء الهى بايد از جنس سكنهء زمين باشد ، خواه فرشته باشند يا بشر ، تا انس و تفاهم و تعليم و تربيت ممكن و آسان باشد و چون ساكنان زمين بشرند ما هم بشر فرستاديم . و اين جواب مبنى بر لزوم تجانس است . و ممكن است غرض از آيه اين باشد كه بر خداست كه سكنهء زمين را هدايت نمايد و هدايت آنها جز از راه آسمان نيست كه بايد آن را فرشته بياورد ، زيرا زندگى زمينى مادى