تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
لغت و اعراب : نأى عن زيد - از باب مَنَع - : دور شد از او . و باء بجانبه براى تعديه است . شَكَل و شَكَّل الكتابَ : مقيّد كرد نوشته را به حركت و اعراب . و شاكلهء انسان ، طبيعت و سجيّهء اوست ، زيرا او را مقيّد مىكند كه طبق آن حركت نمايد .

[ نقش شاكله در رفتار بشر ]

تفسير : وَإِذَا أَنْعَمْنَا عَلَى الْإِنسَانِ أَعْرَضَ وَنَأى بِجَانِبِهِ وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ كَانَ يَئُوساً يعنى : و چون به انسان نعمت ارزانى داريم ، مانند صحّت بدن و اموال و اولاد و جاه و مقام و رفاه عيش و غيره ، روى برتابد و خود را از ما دور سازد . و چون شرّى به او رسد ، مثل مصيبت و مرض و فقر ، يأس و نوميدى شديد او را فراگيرد . بدان كه اين حالت‌ها حالت انسان غافل از حق و محكوم به عادات محيط و وابسته به اسباب ظاهرى است كه چون با او موافقت كند به كلى از خداى مسبّب الاسباب غفلت نمايد ، و چون از وى بريده شود و مورد اتكايش منقطع گردد مسبّب را نبيند و به كلى مأيوس گردد . در صورتى كه بايد انسان بيدار در هر دو حال متوجه خدا باشد ، نعمت را از او ببيند و به او اتكا نمايد و شكر گويد ، و عذاب و مصيبت را از امتحان او داند و صبر كند و اميدوار باشد . قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ پس از ذكر آن‌كه قرآن دربارهء مؤمن اثر شفا و رحمت ، و دربارهء ظالم اثر زيان و خسران دارد ، و نيز در نفس انسانى نعمت اثر اعراض ، و ضرر اثر يأس دارد ، در اين آيه به سبب اين امور اشاره مىكند كه اين‌ها معلول غرايز و فطرت‌هاى نهفتهء انسان‌هاست . معناى آيه : اى پيامبر ، بگو : هر كس بر طبق طبع و اقتضاى ساختار وجوديش عمل مىكند . يعنى مؤمن طبق غريزهء ايمان ، عمل صالح مىكند و كافر طبق غريزهء كفر ، عمل زشت انجام مىدهد . و بايد دانست كه طبع و ملكه در انسان دو نوع است : ذاتى و اكتسابى . يعنى برخى