تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
معناى آيه : اى پيامبر ، از تو راجع به روح سؤال مىكنند ، در پاسخ بگو : روح از فرمان پروردگار من است ، و شما از دانش جز اندكى داده نشده‌ايد . ظاهر كلام اين است كه سؤال از حقيقت روح است به گونه‌اى كه جنس و فصل آن را درك نمايند ، و يا از حالات و صفات غالب آن است به مقدارى كه عامه به فهم آن قناعت كنند ، نه از قِدَم و حدوث زمانى آن ، يا از تقدم آفرينش آن بر جسم يا حدوث و تولد آن از جسم . و ظاهر جواب ، پاسخى به نحو اجمال است كه موجودى است نشأت يافته از امر خداوند . يعنى همان گونه كه خداوند موجودات جهان را با امر « كُن » به وجود مىآورد ، روح را نيز با كلمهء كُن ايجاد كرده است . و اين جواب از ماهيت روح نيست ، و از جملهء بعدى نيز استفاده مىشود كه درك حقيقت آن از استعداد بشرهاى آن روز يا هر بشرى ، بيرون است . وَلَئِن شِئْنَا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِى أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ اين آيه در مقام امتنان به نعمت دين و قرآن و بيان قدرت خداوند بر استرداد و بازپس‌گرفتن آنچه داده ، و اشاره به لزوم سپاس‌گزارى و ادامهء آن است . معناى آيه : و اگر بخواهيم آنچه را كه به تو وحى كرديم از بين مىبريم . مراد مجموع آنچه نازل شده از قرآن است . و غرض آن‌كه خدا مىتواند الفاظ قرآن را از ذهن تو و اذهان همهء حافظان آن و كتابت آن را از همهء مصاحف محو كند . و ممكن است مراد از « الذى أوحينا » اعم از قرآن و شريعت و معارف ديگر باشد ، يعنى خدا همه را از دل‌هاى شما بزدايد و به جاهليت اولى باز گرديد . ثُمَّ لَا تَجِدُ لَكَ بِهِ عَلَيْنَا وَكِيلًا إِلَّا رَحْمَةً مِن رَّبِّكَ إِنَّ فَضْلَهُ كَانَ عَلَيْكَ كَبِيراً يعنى : سپس هرگز براى خود به منظور بازپس‌گرفتن آنچه ما از تو سلب كرديم وكيل مدافع و متكفّل امرى نمىيابى ، جز رحمتى از جانبِ پروردگارت ، يعنى مگر آن‌كه رحمتى از جانب پروردگارت باشد كه هر چه ستاده بازپس دهد ، زيرا فضل و رحمت او از ازل بر تو بزرگ بوده و يا پيوسته فضل او بر تو بزرگ است . و اين ترديد مبنى بر اين است كه كلمهء « كان » دلالت بر ماضى دارد يا براى صِرف ربط است .